استخراج تعديل ؛ چون خواهيم كه تعديل هر يك از اين چهار قوس
I
استخراج كنيم ، از برابر خاصهء معدلهء قمر ، دقايق تقويم برگيريم
I
وآن را در تفاضل هر يك ضرب كنيم تا تعديل حاصل آيد . از آن هر « 1 »
I
قوسي دايماً آن تعديل را از آن قوس بكاهيم تا قوس
I
معدل شود به حسب موضع ماه در فلك تدوير .
طريقي ديگر : از بهت قمر در آن شبانروز / يامح كم كنيم وباقي را در تفاضل هر يكى
I
ضرب كنيم وبر / جها قسمت كنيم تا تعديل حاصل آيد . آن را از اين قوسها بكاهيم تا معدل شود .
I
آن گاه نظر كنيم به آن قوسها كه در أول شب سىام عربى بيرون آوردهايم به حساب ؛ اگر مساوى
I
اين قوسها بود يا بيشتر ، رؤيت هلال ممكن بود ؛ واگر كمتر از اين قوسها بود ، رؤيت ممكن نباشد .
I
واگر بعضي دلالت كند به رؤيت وبعضي نكند ، حكم بر أغلب كنيم . وبيشتر اعتماد بر عدد مركبى است
I
كه از قوس نور وقوس انحطاط حاصل آيد ، چنان كه بيان كردهايم ، نه بر قوسهاى ديگر ؛ زيرا كه اگر
I
قوس نور زيادت از بيست وچهار درجه مىشود ، هلال را پيش از غروب آفتاب مىتوان
I
ديدن ؛ با آنكه قوس مكث وانحطاط وارتفاع در بعضي أوضاع منطقه البروج ودر بعضي بقاع ،
I
اقتضاى آن نمىكند . قول بتانى آن است كه أو اعتماد بر قوس مكث مىكند وآن را معدل مىگرداند
I
به قوس نور به دو نوع :
نوع أول : نظر كنيم به قوس نور كه به حساب بيرون آوردهايم ؛ اگر چندين باشد
I
/ يبى ، پس قوس رؤيت وسطى كه هست / يامه معدل باشد ؛ واگر قوس نور بيش از اين مبلغ
I
باشد يا كمتر از اين ، پس احتياج افتد به تعديل . وطريق أو چنان است كه فضل بگيريم ميان قوس نور
I
و / يبى . پس اگر قوس نور زيادت باشد ، فضل زايد بود ؛ واگر كمتر باشد ، فضل ناقص بود . آن گاه
I
درآئيم در جدول تعديل رؤيت بتانى ، از برابر اجزاى فضل از طول جدول ، واز برابر دقايق
هامش
( 1 ) . " هر " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .