فصل دوم : در بيان أقاويل جماعتى كه رؤيت هلال را به مجرد اين چهار قوس مفرد حكم
I
مىكنند بي آنكه تعديل كنند
قول بعضي از أهل كتاب آن است كه قوسي نور از ده درجه است تا دوازده
I
درجه ، هرگاه كه اين حدود زيادت شود رؤيت هلال ممكن باشد .
قول أهل هند وچين « 1 » ومحمد
I
بن موسى خوارزمي آن است كه اگر قوس مكث دوازده درجه بود يا بيشتر ، رؤيت هلال ممكن باشد .
I
واز أو سعيدى روايت مىكند كه اگر نيز قوس انحطاط هشت جزو وچهل دقيقه بود يا بيشتر ،
I
رؤيت هلال ممكن باشد .
قول كيا كوشيار آن است كه قوس نوزده جزو باشد ، قوس ارتفاع
I
مرئى شش جزو ، وقوس انحطاط از هفت جزو ونيم تا هشت جزو . اگر اين قوسها در اين
I
حدود باشند همه يا بيشتر ، رؤيت هلال ممكن بود .
ونيز مىگويد اگر مجموع قوس نور وقوس
I
انحطاط ، هژده درجه باشد يا بيشتر ، رؤيت هلال ممكن باشد . واگر به حسب هر دو قول اقتضاى
I
رؤيت كند ، كنيم به رؤيت هلال مطلقاً .
فصل 3 : در بيان تصحيح اين چهار قوس مفرد به حسب « 2 »
I
موضع قمر در فلك تدوير
از أقاويل أصحاب اين صنعت ، قول جمهور آن است كه
I
تقدير اين چهار قوس در وقتي كه ماه در ذروهء تدوير باشد بزرگتر از آن مىباشد كه در حضيض .
I
بدان سبب كه جرم ماه در ذروهء تدوير كوچكتر از آن مىنمايد كه در حضيض . پس تا آن قوسها
I
آنجا بزرگتر نبود رؤيت ممكن نباشد . وبزرگى وكوچكى قوسها اين است كه بيان مىكنيم چنان كه
I
أول ، قوس نور باشد وأو از ده جزو باشد تا دوازده جزو . ودوم ، قوس مكث بود وأو
I
از هشت جزو وبيست دقيقه بود تا دو جزو . سوم ، قوس انحطاط باشد وآن از هفت جزو
I
وسى دقيقه بود تا « 3 » نه جزو . چهارم ، قوس ارتفاع مرئى وآن از شش جزو وچهل دقيقه باشد
I
تا هشت جزو به تقريب . ومقدار اين چهار قوس را در جدول نهاديم بدان اعتبار كه قمر در ذروهء
I
تدوير بود . واگر خواهيم كه به حسب موضع قمر در فلك تدوير در هر وقتي بدانيم ، احتياج افتد به تعديل .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] حين
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] به حسب
( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] يا