وطريق أو چنان بود كه هر يكى از مطالع درجهء طلوع يا نظير درجهء غروب يا مطالع درجهء غروب ،
I
معلوم كنيم .
باب نهم : در معرفت وقت رؤيت هلال وذكر مقدمات آن
وآن
I
پنج فصل است :
فصل أول : در بيان مقدمات آن
وآن مشتمل بر ده مقدمه است :
مقدمهء أول :
I
استخراج تقويم نيرين باشد روز بيست ونهم ماه عربى در وقت غروب شمس . وطريق أو چنان است
I
كه بهت يك ساعتهء هر يك را در ساعت نصف النهار ضرب كنيم يا بهت يك روزهء هر يك را در ساعات
I
نصف النهار ضرب كنيم ، بر بيست وچهار قسمت كنيم چنان كه پيش از اين در معرفت جزو اتصال
I
بيان كردهايم تا حصهء ساعات نصف النهار حاصل آيد از بهت هر يك .
فايدهء حاشية : ببايد دانست
I
كه حد أكبر رؤيت هلال مبنى بر قوتهاى باصره است كه به غايت ضعيف باشد ؛ وحد أصغر نسبت
I
قوت باصره است كه به غايت قوى بود ؛ وحد أوسط به نسبت باصرهء ميانهء حالي است . پس حاصل
I
بهت هر يك را بر تقويم هر يك در آن نصف النهار ، افزاييم تا تقويم هر يك حاصل آيد . وتحقيق اين
I
عمل آن است كه چون شعاع آفتاب بعد از غروب أو تا به ثمن ساعتي مانع است مر رؤيت هلال را ،
I
پس واجب كند نيرين را در آن زمان تقويم كردن كه مانع رؤيت هلال مرتفع شده باشد . پس دايماً هفت
I
دقيقه وسى ثانيه بر آن ساعات نصف النهار بايد در زمان غروب شمس افزودن ؛ آن گاه استخراج
I
تقويم نيرين كردن . وآن را تقويم نيرين خوانيم در زمان غروب آفتاب رؤيت .
مقدمهء دوم : استخراج
I
تقويم نيرين بود در شب سىام ماه عربى به وقت غروب درجهء تقويم قمر . وطريق أو آن است كه سبق
I
قمر حقيقي را در ساعتي از پانزده زمان كم كنيم ؛ آنچه حاصل آيد آن سبق ساعتي بود . آن را نگاه داريم
I
ومحفوظ خوانيم . آن گاه بعد ميان نيرين در نصف النهار مقدم به مطالع فلك مستقيم معلوم
I
كنيم . آنچه حاصل شود آن را بر نصف قوس النهار جزو شمس افزاييم وبر آن محفوظ قسمت كنيم
I
تا ساعات بعد حاصل آيد از نصف النهار مقدم تا زمان غروب درجهء قمر . به حسب آن ساعات ،