تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
سقوط حاصل آيد . از آنجا أزمان كسوف معلوم كنيم چنان كه پيش از اين گفتيم ؛ وأصابع كسوف
I
به دوازده نسبت كنيم تا مقدار كسوف دانسته شود . مثالش : از برابر عرض قمر مرئى دقايق سقوط
I
گرفتيم / لانرل‌ل وأصابع كسوف برگرفتيم يافتيم / يب . پس معلوم شد كه كسوف كلى است . آن گاه
I
دقايق سقوط را بر سبق قمر مرئى كه به حسب ساعات بعد معدل بود چندين دقيقه / كا ، قسمت
I
كرديم تا بيرون [ آمد ] ساعات سقوط اين / الا . اين را از ساعات وسط كسوف كم كرديم آمد ساعات
I
بَدو كسوف / ديح . وباز بر آن افزوديم آمد ساعات تمام انجلا / رل . پس ساعات سقوط را تضعيف
I
كرديم حاصل آمد ساعات وقوع كسوف از أول تا آخر / ج‌ب . آن گاه قطر شمس بيرون آورديم
I
يافتيم چندين دقايق وثواني / لب‌نط ؛ وقطر ماه چندين / لب‌يا . پس چون قطر ماه از قطر
I
آفتاب كوچك‌تر بود معلوم شد كه از محيط صفحهء جرم شمس ، حلقه‌اى از نور خواهد ماند . وچون عرض
I
مرئى يازده ثانيهء شمالي است ، پس معلوم شد كه جانب جنوبي حلقهء نور غليظتر باشد . واين ضعيف
I
اين كسوف را رصد كرد در حدود موغان بعينه چنين بود . واين همچون برهاني است بر صحت
I
أصول اين زيج واعمال . وعمل تأثير كسوف ومعظم آن تأثير : چون خواستيم تا مدت تأثير
I
أو را بدانيم ، هر ساعتي از مدت وقوع كسوف را سالى گرفتيم ؛ وهر پنج دقيقه ، ما هي ؛ وهر دقيقه ،
I
شش روز تا مدت تأثير اين كسوف حاصل آمد سه سال شمسي ودوازده روز به تقريب .
I
اما عمل معظم تأثير : چنان است كه ضرب كنيم ساعات وسط كسوف را در / يه ، وقسمت كنيم
I
بر اجزاى ساعات زماني آن روز تا ساعات زماني حاصل آيد ميان موضع كسوف
I
وطالع كسوف . آن را ضرب كنيم در مدت وقوع كسوف ، وقسمت كنيم بر دوازده تا حاصل آيد
I
ساعات ودقايق . هر ساعتي را به همان قياس سالى گيريم تا مدت معظم تأثير حاصل آيد .
I
مثالش : ساعات وسط كسوف را كه بود / ه‌ند در پانزده ضرب كرديم تا داير حاصل آمد .