افزائيم تا از موضع أول ساعات بَدو خسوف حاصل آيد ؛ واز موضع دوم ساعات وسط
I
خسوف واز موضع سوم ساعات تمام انجلا . ومقدار خسوف آن باشد از أصابع قطر
I
وسطح كه از جدول سوم وچهارم گرفته باشيم . واگر خسوف بر دو كنارهء روز واقع شود عمل أو همان است
I
كه پيش از اين بيان كردهايم .
فايده : چون تأثير خسوف به حسب آن است كه نور ماه منقطع مىشود از عالم
I
كون وفساد ، پس خسوف تحت الأرض را نيز اثر باشد در اين عالم . لاجرم واجب باشد استخراج
I
آن كردن واحكام نوشتن . وعامهء منجمان چنان پنداشتهاند كه تأثير به حسب رؤيت است وآن خطاست .
I
وحكم كسوف نيز همين است .
باب سيزدهم : در معرفت كسوف آفتاب ، به حساب
I
وآن بيست وشش فصل است :
فصل أول : در تعريفات
چون پيش از اين تعريف دايرهء بروج
I
ومعدل النهار ودايرهء ميل ودائرهء عرض كردهايم مىگوييم كه ميل أول ، قوسي باشد از دايرهء بروج
I
معدل النهار .
وميل ثاني ، قوسي بود از دايرهء عرض ، ميان دايرهء بروج ومعدل النهار . وغايت
I
ميل آنجا باشد كه اين دو دايره منطبق شوند بر يكديگر ؛ وآن وقتي باشد كه بر چهار قطب بگذرد
I
يعنى بر دو قطب معدل النهار ودو قطب فلك البروج ، وآن را دايرهء ماره به أقطاب أربعة
I
خوانند .
ارتفاع قطب فلك البروج ، قوسي باشد از دايرهء ارتفاع ، ميان قطب بروج ودايرهء
I
أفق در جهت أقرب . وآن مساوى قوسي بود كه ميان قطب أفق ودايرهء بروج باشد در
I
جهت أقرب از همان دايره ، واين را عرض إقليم رؤيت خوانند . تمام أو تا ربع دور قوسي
I
بود ميان قطب أفق وقطب بروج از همان دايره .
ارتفاع نيرين ، قوسي باشد از دايرهء ارتفاع ميان مركز هر يكى « 1 » دايرهء أفق چنان كه پيش از اين
I
گفتهايم .
اختلاف منظر نيرين در دايرهء ارتفاع ، قوسي باشد از دايرهء ارتفاع در سطح فلك
I
البروج كه واقع شود ميان سر دو خط مستقيم كه خروج يكى از مركز عالم بود ، واز آن ديگرى از موضع
هامش
( 1 ) . " دايرهء ارتفاع ميان مركز هر يكى " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .