ظل نشود ، خسوف كلى بود با مكث . واگر مماس دايرهء ظل شود خسوف كلى باشد بي مكث . واگر بعضي
I
از أو داخل دايرهء ظل افتد ، ، آن مقدارى باشد از صفحهء جرم قمر كه منخسف گردد وخسوف جزوى
I
بود . وآن موضع كه صفحهء جرم قمر مماس دايرهء ظل شود در بَدو خسوف ، آن موضع انحراف ظلمت بود
I
در بَدو خسوف ؛ ودر تمام انجلا همچنين قياس بايد كردن . آن گاه خطى بكشيم از مركز قمر بدو تا مركز قمر وسط ، واز
I
مركز قمر وسط تا مركز قمر تمام انجلا ، وهر يكى از اين دو خط را دقايق سقوط خوانيم كه ممر قمر بدين خطها بود
I
از بَدو خسوف تا وسط واز وسط تا تمام انجلا .
فصل 10 : در معرفت ألوان خسوف
در كتب
I
متقدمان به جهت ألوان خسوف آوردهاند كه نظر بايد كردن به عرض قمر ؛ اگر از صفر بود تا ده دقيقه ، لون
I
خسوف سخت سياه بود . واگر تا بيست دقيقه باشد ، سياه باشد به سبزى مايل . واز آنجا تا سى دقيقه ، سياه
I
باشد به سرخى مايل . واز آنجا تا چهل دقيقه ، سياه بود به زردى مايل . واز آنجا تا پنجاه دقيقه ، اغبر باشد
I
واز آنجا تا شصت دقيقه ، اشهب بود . واين حكايتى است « 1 » كه گفتهاند وتحقيق اين آن است كه در واقع
I
مشاهده مىافتد كه در ابتداى خسوف ، نزديك به آنكه قمر مماس دايرهء ظل خواهد شد بر كنارهء صفحه جرم قمر ،
I
غبارى دخانى پيدا مىآيد . وچون پاره در ظل مىرود آن دخان ناپيدا مىشود وسياه مىنمايد . و
I
همچنان سياه مىنمايد قريب چهار إصبع تا به شش إصبع منخسف شود . بعد از آن سياهى از وى
I
زايل مىشود لون أو نحاسى مىنمايد . وتا حدود ده دقيقه بعد از لون نحاسى به سبزى ميل مىكند .
I
وتا آنجا كه قمر را هيچ عرض نمىماند آن لون سبز نيز ناپيدا مىشود وهيچ تميز نمىتوان كردن لون أو را
I
از لون لاجوردى يعنى از رنگ آسمان . باز چون از وسط مىگذرد اين أحوال منعكس مىشود ؛ يعنى
I
صفحهء جرم أو به سبز مىنمايد . بار دوم بعد از آن نحاسى مىنمايد . وچون مقدار نيمهء قطر أو متجلي « 2 »
I
مىشود تا دو ثلث آن گاه رنگ أو سياه مىنمايد تا آخر .
اما تقسيم ألوان خسوف در واقع چنان است
I
كه اگر عرض قمر وسط خسوف ، كمتر از ده دقيقه بود ألوان أو بر هفت قسم باشد :
أول ، سياه ؛ دوم ،
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] ايست
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] منحلى