تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بعد معدل بود ؛ واگر قمر را عرض باشد ، آن بعد معدل نبود . پس مربع عرض قمر را با مربع بعد
I
نامعدل جمع كنيم وجذر مبلغ بگيريم تا بعد معدل حاصل آيد . آن گاه نصف قطر قمر را بر آن بعد معدل
I
افزائيم . آنچه حاصل آيد نظر كنيم اگر مساوى نصف قطر ظل باشد يا كمتر ، خسوف كلى بود ؛ واگر بيشتر
I
از نصف قطر ظل باشد ، خسوف جزوى بود . بعد از آن نقصان كنيم نصف قطر ظل را از آن
I
حاصل ، آنچه باقي ماند كم كنيم آن را از قطر قمر تا دقايق خسوف حاصل آيد به وقت طلوع تا غروب .
I
از آنجا أصابع بيرون آوريم چنان كه پيش از اين ذكر كرده‌ايم . نوع دوم : آن است كه بعد معدل را
I
بدل عرض قمر نگاه داريم وبنگريم اگر چنان كه مساوى نصف قطرين باشد يا بيشتر ، در آن وقت قمر
I
منخسف نباشد ؛ واگر كمتر بود منخسف باشد . آن گاه بعد معدل از نصف القطرين كم كنيم تا دقايق
I
خسوف حاصل آيد . پس نظر كنيم اگر چنان كه دقايق خسوف مساوى قطر قمر باشد يا بيشتر ، خسوف
I
كلى بود در آن وقت ؛ واگر كمتر باشد ، خسوف جزوى بود . آن را أصابع گردانيم . ودر كسوف شمس
I
طريق عمل همين است . فايده : خسوف كلى با مكث را پنج زمان باشد : أول ، بَدو خسوف ؛ دوم ، بَدو
I
مكث ؛ سوم ، وسط خسوف ؛ چهارم ، بَدو انجلا ؛ پنجم ، تمام انجلا . وخسوف كلى بي مكث را يا خسوف جزوى را
I
سه زمان بيش نبود : أول ، بَدو خسوف ؛ ودوم ، وسط خسوف ؛ سوم ، تمام انجلا . وچون ساعات
I
بَدو خسوف را از ساعات تمام انجلا كم كنيم مدت وقوع خسوف حاصل آيد .
فصل 7 :
I
در معرفت مدت تأثير خسوف ووقت معظم تأثير آن وطريق آن است كه نظر كنيم به مدت وقوع
I
خسوف ، وهر ساعتي را ما هي گيريم وهر دو دقيقه ساعت را روزى تا مدت خسوف حاصل آيد .
I
اما معرفت معظم تأثير ؛ چنان است كه مىگوئيم نسبت ساعات زماني كه ميان موضع خسوف
I
وطالع خسوف باشد به دوازده ، همچو نسبت زماني است كه ميان بَدو خسوف ومعظم تأثير اوست
I
تا مدت وقوع خسوف . حسابش ؛ ضرب كنيم ساعات زماني را كه ميان موضع خسوف وطالع