تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
حاصل آيد به تحقيق . طريقي ديگر در معرفت ساعات بَدو انجلا وتمام انجلا وآن چنان است
I
كه كم كنيم ساعات سقوط معدلهء بَدو خسوف را از ضعف ساعات سقوط وسطى تا ساعات
I
تمام انجلا حاصل آيد به تحقيق . وساعات معدلهء زمان مكث را در بَدو مكث از ضعف ساعات
I
مكث وسطى كم كنيم تا ساعات بَدو انجلا حاصل آيد به تحقيق . فايده : زماني كه از بَدو خسوف است
I
تا وسط خسوف ، مساوى نيست با زماني كه از وسط خسوف راست تا تمام انجلا ؛ مگر در وقتي
I
كه جزو استقبال بر حقيقت عقدهء رأس يا ذنب بود . زيرا كه عرض قمر در زمان بَدو ، مساوى
I
عرض أو باشد در زمان انجلا . وهرگاه كه عرض قمر در زمان بَدو كمتر بود از زمان تمام انجلا زماني
I
كه از بَدو باشد تا وسط ، بيشتر باشد از زماني كه از وسط باشد تا تمام انجلا . باز اگر عرض قمر در زمان
I
بَدو بيشتر باشد از عرض قمر زمان انجلا ، زماني كه از بَدو باشد تا تمام انجلا ، كمتر از زماني بود كه از
I
وسط باشد تا تمام انجلا . وحكم أزمان مكث را بر اين قياس بايد كردن . اما مدت زمان خسوف
I
به قدر ضعف ساعات سقوط وسطى است يا به قدر مجموع ساعات سقوط معدلهء بَدو وتمام
I
انجلا ؛ ومدت زمان مكث به همين قياس باشد .
فصل پنجم : در معرفت مساحت آنچه منخسف
I
شود از قطر قمر وصفحهء جرم أو در خسوف جزوى به آن اعتبار كه هر يكى را دوازده إصبع
I
تقدير كنند وآن دو نوع است : أول ، مساحت جرم .

نوع أول : در مساحت قطر قمر

وآن چنان است
I
كه ضرب كنيم دقايق خسوف را در / يب وحاصل را قسمت كنيم بر قطر قمر . آنچه حاصل آيد مقدارى باشد
I
كه منخسف شود از قطر أو ، به آن اعتبار كه تمام قطر را دوازده إصبع تقدير كنند .
نوع دوم : در مساحت
I
صفحهء جرم قمر وطريق أو چنان است كه كم كنيم ضعف دقايق خسوف از مجموع قطرين ، وباقي را
I
محفوظ خوانيم . آن گاه ضرب كنيم دقايق خسوف را در فضل قطر قمر بر أو ، وحاصل را قسمت كنيم بر محفوظ
I
تا سهم قمر حاصل آيد . آن را ضرب كنيم در فضل قطر قمر بر أو وجذر حاصل را بگيريم ، وآن را ضرب كنيم در عرض قمر