تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
تا مساحت مربعهء خسوف حاصل آيد . آن گاه از مربع قطر قمر ، سبع أو نقصان كنيم ؛ يا ضرب كنيم
I
مربع قطر أو را در يازده وقسمت كنيم بر چهارده تا مساحت دايرهء قمر حاصل آيد . ومساحت
I
دايرهء ظل نيز به همين طريق بيرون آوريم . بعد از آن ، آن جذر را كه گرفته بوديم يك بار قسمت
I
كنيم بر نصف قطر قمر منحط ، ويك بار ديگر بر نصف قطر قمر منحط ، ويك بار ديگر بر نصف قطر ظل منحط ،
I
وقوس هر يك بگيريم در جدول جيب تا قوس قمر وقوس ظل بيرون آيد . آن گاه ضرب كنيم ثلث
I
هر يكى را در مساحت دايرهء أو منحط تا مساحت قطاع قمر وظل حاصل آيد . هر دو را با هم جمع كنيم
I
اگر سهم قمر كمتر از نصف قطر أو باشد يا مساوى أو . اما اگر سهم قمر بيشتر از نصف قطر أو بود نقصان
I
كنيم قطاع أو را از مساحت دايرهء أو . آنچه باقي ماند آن را با قطاع ظل جمع كنيم تا مجموع قطاعين
I
حاصل آيد . آن گاه مساحت مربعهء خسوف را از آن مبلغ كم كنيم . آنچه باقي ماند دقايق خسوف
I
باشد . معدلهء آن را ضرب كنيم در دوازده ، وقسمت كنيم در مساحت دايرهء قمر تا مساحت آنچه
I
منخسف شود از صفحهء جرم أو حاصل شود ، بر آن تقدير كه صفحهء جرم أو را دوازده إصبع گيرند .
I
وبه جهت آسانى اين جدولى نهاديم تا از برابر أصابع قطر درآئيم وأصابع سطح برگيريم . اما در كسوفات ،
I
قطر آفتاب را بدل قطر قمر به كار داريم ، وقطر قمر را بدل قطر ظل . وهمين اعمال بكنيم بر اين ترتيب ،
I
تا أصابع مساحى صفحهء جرم آفتاب حاصل آيد كه آن را أصابع معدله وأصابع سطح نيز خوانند .
I
فصل 6 : در معرفت مقدار خسوف
I
در زمان طلوع تا غروب وآن بر دو نوع
I
بود : نوع أول : چنان است كه نيرين را
I
به وقت طلوع يا غروب تقويم كنيم وعرض قمر بيرون آوريم در آن وقت . آن گاه بعد ميان موضع
I
قمر ونظير جزو آفتاب بگيريم وبنگريم اگر چنان كه قمر را عرض نباشد ، آن بعد را كه گرفته‌ايم