هر يكى سى درجه باشد ؛ وارتفاع وانحطاط نظير اين خانهها نيز به اين مقدار بود . واين چهار خانه را
I
بيوت ساقطه خوانند بدان سبب كه به طالع ناظر نيستند . وهمچنين نيز ارتفاع وانحطاط أفق
I
يازدهم وسوم ونظير اينها ، فوق الأرض وتحت الأرض شصت درجه بود ؛ وآن خانهها را
I
بيوت ناظره خوانند زيرا كه ناظرند به طالع .
فصل دوم : در استخراج تسويه البيوت
I
به طريق مشهور
وآن چنان است كه بگيريم مطالع طالع به بلد وبه فلك مستقيم ، ومطالع بلدي را
I
از مطالع فلكى كم كنيم تا نصف قوس النهار جزو طالع حاصل آيد . ثلث آن را بر مطالع طالع به بلد كه
I
مطالع عاشر بود ، به فلك مستقيم افزائيم تا مطالع يازدهم حاصل آيد . ديگر بار آن را بر مطالع يازدهم افزاييم مطالع دوازدهم
I
حاصل شود آن گاه شصت درجه بر مطالع دوازده افزائيم تا مطالع دوم حاصل شود . بعد از آن صد وبيست درجه بر مطالع يازدهم افزائيم تا مطالع سوم حاصل آيد . اين مطالعها
I
را در جدول مطالع مستقيم مقوس كنيم تا مركز اين بيوت حاصل آيد وبيوت مقابل نظير اينها
I
باشد . مثلًا چنان كه پنجم نظير يازدهم بود وششم نظير دوازدهم وهشتم نظير دوم ونهم نظير سوم ؛
I
وپيش از اين أوتاد را بيان كردهايم .
فصل سوم : در معرفت تسويه البيوت به طريق أهل مغرب
I
وطريق اين عمل چنان است كه ثلث تفاوت ميان عاشر وطالع بگيريم به درجات سوا ،
I
وآن را بر مركز عاشر افزاييم تا مركز حادي عشر حاصل آيد . آن را ديگر بار بر مركز حادي عشر افزاييم تا مركز
I
ثاني عشر حاصل شود . وميزان اين عمل آن است كه اگر آن ثلث تفاوت بر مركز ثاني عشر افزاييم
I
مركز طالع حاصل آيد ؛ واگر نه چنين بود عمل خطا باشد . وچون مركز اين خانهها معلوم شد مركز ثاني
I
در تسديس ثاني عشر باشد ومركز ثالث در تثليث حادي عشر ؛ وباقي بيوت مقابله نظاير اينها بود .
I
فصل چهارم : در بيان تسويه البيوت به مذهب ابوريحان كه آن را مراكز محققه خوانند
واين
I
با نظام طبيعي مقرون است . وما طريق آن عمل را به سه نوع ايراد كرديم :
نوع أول : آن است كه ضرب
I
كنيم جيب تمام ارتفاع أفق حادث مركز يازدهم ودوازدهم را در جيب عرض بلد منحط تا جيب