تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
محققهء اين بيوت استخراج كنيم .

باب يازدهم : در معرفت خسوف ماه ، به حساب

وآن
I
دو فصل است :

فصل أول : در تعريفات

قطر آفتاب وماه ، قوسي باشد از فلك البروج كه قطر
I
دايرهء هر يك به حسب رؤيت وتر آن قوس باشد . مخروط صنوبرى ، جسمي « 1 » بود مستدير كه قاعدهء أو دايره
I
بود وبالاى أو يك نقطه . وخطى مستقيم كه از آن نقطه به مركز آن دايره رسد چنان كه عمود بود بر سطح
I
آن دايره ، آن را سهم مخروط خوانند . ومخروط ظل ارض همچنين است كه چون جزو استقبال نزديك
I
عقدتين جرم قمر داخل مخروط ظل مىافتد خسوف واقع مىشود ؛ وآن بر سه نوع باشد : يا آنكه
I
بعضي از جرم ماه منخسف مىگردد يا تمام جرم ماه بي مكث يا با مكث . دقايق سقوط ، مقدار سير ماه
I
باشد از ابتداى خسوف تا ميانهء خسوف . واين را دقايق سقوط را كه از ميانهء خسوف باشد
I
تا تمام انجلا دقايق تراجع امتلا نيز خوانند . دقايق مكث در خسوف كلى ، مقدار سير قمر باشد از زماني
I
كه جرم ماه تمام گرفته شود تا بَدو انجلا . دقايق خسوف جزوى ، آن مقدار باشد از قطر ماه كه در
I
دايرهء ظل افتد . ساعات سقوط ، مقدار زماني بود از أول خسوف تا وسط ؛ وضعف آن ،
I
تمام مدت خسوف باشد . وحكم ساعات مكث نيز بر اين قياس بود . أصابع قطر ، آن است
I
كه هر يك از قطر ماه وآفتاب را به دوازده قسم كنند . واگر جيمع صفحهء نيرين را به دوازده قسم كنند
I
آن را أصابع سطح گويند وأصابع معدله نيز گويند .
فصل دوم : در معرفت قطر آفتاب
I
وماه ونصف قطر ظل وآنچه بدان تعلق دارد عمل قطر شمس ، ضرب كنيم مركز معدل شمس را
I
اگر كمتر از نصف دور باشد ، يا تمام آن را تا تمام دور در / مه ثالثه . آنچه حاصل آيد آن را بر قطر
I
أصغر أو كه هست چندين / لاح افزائيم تا قطر آفتاب حاصل آيد به حسب موضع أو . واين عمل به تقريب است .
I
طريقي ديگر ؛ بهت يك روزهء آفتاب در / لج دقيقه ضرب كنيم تا قطر أو حاصل آيد . وتحقيق اين
I
عمل آن است كه از بهت يك ساعتهء آفتاب چندين دقايق وثواني وثوالث كم كنيم : / ب‌كب‌نب ،
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] جشمى
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 186 | محمد بن علي منجم وابكنوي