تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
در جهت أقرب ، آن ارتفاع آن نقطه ؛ واگر كوكب يا نقطهء مفروض تحت الأرض باشد ، آن را
I
قوس انحطاط خوانند . دايرهء أول سمت ، آن دايرهء عظيمه بود كه بر دو قطب دايرهء نصف النهار كه مطلع
I
ومغيب « 1 » اعتدال است بگذرد وبر دو قطب دايرهء أفق كه سمت الرأس وسمت الرجل است . ودو قطب اين
I
دايره دو نقطهء شمال وجنوب است يعنى دو تقاطع دائرهء نصف النهار با دايرهء أفق ، ودايرهء أول
I
سموت ودايرهء نصف النهار يكى از دواير ارتفاع باشد . دايرهء ميل ، آن دايرهء عظيمه بود كه به دو قطب
I
معدل النهار بگذرد . وچون دايرهء أفق به دو قطب دايرهء أول سموت گذشته باشد ديگر دايرهاى
I
عظيمه كه به دو قطب اين دايره مىگذرند آن‌ها را دواير آفاق حادثه خوانند . وهر كدام از آن دواير
I
كه بر نقطه‌اى از فلك يا بر كوكبى بگذرد آن را أفق حادث آن نقطه يا كوكب خوانند . وشرح اين در
I
مطارح شعاعات كرده آيد . عرض أفق حادث ، قوسي باشد از دايرهء عظيمه كه به دو قطب معدل النهار
I
وبه دو قطب أفق حادث بگذرد ميان قطب معدل النهار وأفق حادث در جهت أقرب ؛
I
يا ميان دايرهء معدل النهار وقطب أفق از آن دايره . وهميشه عروض آفاق حادثه اجزاى
I
فلكى كمتر از عرض بلد بود . وچون أقطاب شمالي آفاق حادثهء اجزاى فلكى كه در نصف صاعدند از
I
فلك ، يعنى در نيمهء شرقي از دايرهء نصف النهار به نسبت آن آفاق فوق الأرضند گويند عروض
I
آن آفاق شمالي است وآنچه در نصف هابطند كه بعكس آن‌هايند « 2 » جنوبي . وچون دايرهء نصف
I
النهار يكى از دواير آفاق خط استواست پس مطالع اجزاى بروج به فلك مستقيم آن اجزا باشد
I
از دايرهء معدل النهار كه با اجزاى بروج به دايرهء نصف النهار رسند . ومطالع اجزاى بروج به بلد
I
يا به أفق حادث آن اجزا بود از آن دايره كه با اجزاى بروج به دايرهء آن أفق رسند . اما مطالع
I
جزوى مفروض يا كوكبى به فلك مستقيم قوسي باشد از دايرهء معدل النهار بر توالى بروج ميان
I
دايرهء مارّه به أقطاب أربعة كه بر سر جدى گذرد ودايرهء نصف النهار در وقتي كه آن جزو
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] مغيت ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] آنهااند