تا رسيدن به دايرهء نصف النهار ؛ وضعف آن قوس النهار باشد وباقي آن تا تمامى دور قوس
I
الليل بود ؛ واجزاى ساعات زماني نصف سدس قوس النهار يا قوس الليل باشد ؛ واجزاى ساعات
I
مستوى ربع سدس دور بود . واتصالات بر دو جنس باشد : يكى را اتصال نظر خوانند
I
وديگر اتصال محل . واتصال نظر پنج نوع بود :
أول ، قران وآن جمع آمدن دو كوكب باشد در يك
I
جزو از فلك .
دوم ، تسديس بود كه بعد ميان دو كوكب مقدار سدس دور بود يعنى / س درجه .
I
سوم ، تربيع باشد كه بعد ميان دو كوكب مقدار ربع دور باشد يعنى / ص درجه بود .
چهارم ، تثليث
I
باشد كه بعد ميان دو كوكب مقدار ثلث دور بود و / فك درجه .
پنجم ، مقابله باشد كه بعد ميان دو كوكب
I
نصف دور بود يعنى / فف درجه . وقرانى كه كوكب متحيره را با آفتاب شود آن را احتراق « 1 » خوانند .
I
وقرانى كه ماه را با آفتاب شود آن را اجتماع گويند . وجزء اتصالات ، آن جزو باشد از اجزاى
I
بروج كه اتصال در آن جزو تمام شود . ومقابلهاى كه ماه را با آفتاب شود آن را استقبال گويند . و
I
اگر استقبال به روز باشد جزو استقبال جزو آفتاب را گيرند ؛ واگر به شب بود جزو ماه را ؛ واگر بر دو
I
طرف روز باشد هر كدام شرقي باشد آن را گيرند . واگر ابعاد اين اتصالات را بر دايرهء ديگر اعتبار
I
كنند آن را مطارح شعاعات گويند ، چنان كه شرح آن بعد از اين ببايد .
اما اتصال محل بر دو نوع
I
باشد : يكى را اتفاق قوت خوانند وديگر را اتفاق طريقت ؛ وليكن هر دو نوع را تناظر گويند .
I
واتفاق قوت آن است كه دو كوكب بر دو مدار باشند از مدارات يومى كه آن دو مدار
I
متساوي باشند يكى شمالي از دايرهء معدل النهار وديگرى جنوبي . پس لامحالهء بعد هر دو كوكب از
I
نقطههاى اعتدال متساوي باشند .
مثلًا چنان كه يكى در بيست درجهء دلو بود وديگر در ده درجهء
I
ثور كه بعد هر يك از سر حمل چهل درجه است . واين را اتفاق قوت به آن اعتبار گويند كه قوت
I
آن درجهء ثور شمال ، هم چند قوت آن درجهء دلو است در جنوب . زيرا كه بعد مدارات ايشان
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] اختراق