بود . واگر خاصهء معدله ميان مقام أول ثاني باشد ، كوكب راجع بود ؛ واگر ميان مقام ثاني وأول
I
بود ، كوكب مستقيم باشد .
اما اگر كوكب مستقيم بود وخواهيم تا بدانيم كه چند روز ديگر راجع مىشود ؛
I
خاصهء معدله را از مقام أول كم كنيم ، آنچه باقي ماند آن را در جدول شهور وأيام خاصهء آن كوكب مقوس
I
كنيم يا بر حركت يك روزهء خاصه قسمت كنيم تا مدتي حاصل آيد كه در آن مدت راجع خواهد شد . واگر كوكب
I
راجع بود وخواهيم تا بدانيم كه چند روز را مستقيم ؛ خاصهء معدله را از مقام ثاني نقصان كنيم ، آنچه
I
باقي ماند همان عمل كنيم تا مدتي حاصل آيد كه در آن مدت مستقيم خواهد شدن . وچون مدت
I
رجعت واستقامت كوكب مختلف مىشود به حسب ابعاد ايشان از زمين ، اگر خواهيم تا به حسب
I
هر بعدى آن مدت را بدانيم ، مقام أول را از مقام ثاني كم كنيم تا قوس رجوع حاصل آيد .
I
چون مقام ثاني را از مقام أول كم كنيم قوس استقامت حاصل شود . وهر يكى از اين دو قوس را
I
يا مقوس كنيم در جدول خاصهء آن كوكب ، يا قسمت كنيم بر حركت يك روزهء خاصهء أو تا مدت
I
رجوع واستقامت حاصل شود . وما مدت هر يكى را در بعد ابعد وأوسط وأقرب در جدولى
I
وضع كرديم بعد از جدول مقامات تا از آنجا معلوم كنند أيام وساعات ودقايق هر مدت را .
I
باب هفتم : در معرفت نطاقات
وآن دو فصل است : أول ، در تعريفات ؛ ودوم ،
I
در اعمال .
فصل أول : در تعريفات
هر يكى از أفلاك خارج مركز وتدوير كواكب را أصحاب
I
اين صنعت به چهار قسم كنند وهر قسمي را از آن نطاق خوانند ؛ وآن را دو اعتبار است : يكى « 1 »
I
به حسب اختلاف مسير وديگر به حسب بعد از زمين . وبه حسب هر دو اعتبار در مبدأ نطاق أول
I
وسوم ، خلاف نيست چنان كه در فلك خارج مركز مبدأ نطاق أول از نقطهء أوج باشد
I
ومبداء نطاق ثالث از نقطهء حضيض ؛ ودر فلك تدوير مبداء نطاق أول از ذروهء مريى
I
بود ومبداء نطاق ثالث از حضيض مرئى . وخلاف كه هست در مبدأ نطاق دوم وچهارم است
هامش
( 1 ) . " يكى " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .