برگيريم . واگر دقايق نسب ناقصه باشد كه گرفتهايم اختلاف ناقص برگيريم ، واگر دقايق
I
نسب زايده باشد اختلاف زايد برگيريم ؛ وآن را دايماً در دقايق نسب ضرب كنيم
I
تا اختلاف معدل حاصل آيد . آن را بر تعديل ثاني افزائيم اگر زايد باشد ؛ وكم كنيم از أو اگر نا
I
قص باشد تا تعديل محكم حاصل شود . پس نظر كنيم به خاصهء معدله اگر چنان كه كمتر از شش برج باشد ،
I
آن تعديل محكم را بر مركز معدل افزاييم ؛ واگر زيادت از شش برج باشد ، از أو كم كنيم تا مركز
I
مقوم حاصل شود . آن گاه أوج معدل بر أو افزائيم تا تقويم كوكب حاصل آيد . در طول ومسير
I
مختلف كوكب را كه به حسب تقويم حاصل شود آن را بهت خوانند .
باب پنجم :
I
در استخراج عروض كواكب
وآن پنج فصل است :
فصل أول : در تعريفات
عرض قمر
I
قوسي باشد از دايرهء عرض ميان فلك مايل وممثل أو در هر دو جهت . وغايت
I
أو آنجا باشد كه قمر در نهايت شمالي يا جنوبي بود وآن پنج درجه است . دو عقدهء رأس
I
وذنب پنج كوكب را دو نقطهء تقاطع حامل تدوير بود با فلك بروج ؛ وحركت ايشان به حركت
I
ثوابت باشد بر توالى بروج نهايات شمالي وجنوبي اين كواكب ميان هر دو عقده باشد .
I
اگر چنان كه كواكب علوي را مركز تدوير در نهايت شمالي بود ، عرض أو شمالي باشد ؛ وغايت
I
أو آن گاه بود كه كوكب در حضيض تدوير باشد . ودر نهايت جنوبي به همين قياس بود .
مركز
I
عرض كوكب بعد مركز معدل أو بود از نهايت شمالي . اما ميل زهره وعطارد ، ميل سطح فلك
I
تدوير هر يك بود از سطح فلك البروج وقتي كه مركز تدوير ايشان بر يكى از دو عقدهء جوزهر باشد .
I
انحراف زهره وعطارد ، ميل قطر تدوير ايشان بود كه بر هر دو بعد أوسط مىگذرد كه قايم
I
بود بر قطر فلك خارج مركز هر يك از سطح فلك بروج وقتي كه مركز تدوير ايشان در بعد ابعد
I
يا أقرب باشد . دقايق نسب عرض ، دقايقى باشد كه نسبت آن به شصت همچو نسبت