تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
أوج بگذرد وديگر آنكه به مركز تدوير گذشته باشد . خاصهء معدله قوسي بود از محيط تدوير ،
I
ميان ذروهء مرئى ومركز جرم كوكب بر توالى أو . زاويهء تعديل ثاني كوكب زاويه‌اى باشد
I
كه بر مركز عالم حادث شود از تقاطع دو قطر : يكى ، آنكه بر مركز تدوير بگذرد وديگر آنكه به مركز
I
جرم « 1 » كوكب وقتي كه تدوير در بعد أوسط بود . اختلاف ناقص مقدار فضلى بود
I
نصف قطر تدوير [ ر ] ا در بعد أوسط به نسبت با آنكه در بعد ابعد باشد . اختلاف زايد
I
فضلى باشد نصف قطر تدوير را در بعد أقرب به نسبت با آنكه در بعد أوسط بود . ودقايق
I
نسب را تعريف همان است كه در قمر گفتيم . تعديل محكم زاويه‌اى باشد كه بر مركز عالم حادث
I
شود از تقاطع آن دو قطر مذكور ليكن نه به حسب بعد أوسط ، بل به حسب بودن مركز تدوير
I
در موضعي معين از فلك خارج كه در آن وقت اقتضا كند . زاويهء مركز معدل زاويه‌اى باشد
I
كه واقع شود بر مركز عالم از تقاطع دو قطر : يكى كه به نقطهء أوج بگذرد وديگرى بر مركز كوكب .
I
وچون زاويهء أوج معدل را با اين جمع كنند زاويهء تقويم باشد . وآن قوسي باشد از
I
فلك ممثل ، ميان أول حمل وطرف قطري از ممثل كه بر مركز كوكب بگذرد واگر كوكب را
I
عرض نبود يا ميان أول حمل وتقاطع دايرهء عرضى كه بر طرف آن قطر مذكور گذشته
I
باشد .

فصل 2 : در استخراج تقاويم كواكب در طول

وطريق أو آن است كه از برابر مركز
I
مطلق درآئيم در جدول تعديل أول وتعديل ودقايق نسب برگيريم ؛ واگر دقايق نسب
I
ناقصه باشد به سياهى مكتوب بود واگر دقايق نسب زايده باشد به سرخى مكتوب
I
بود ؛ وبر أو نشان زايد يا ناقص بكنيم . آن گاه نظر كنيم به مركز ؛ اگر كمتر از شش بروج باشد ،
I
آن را از مركز كم كنيم وبر خاصه افزاييم ، واگر بيشتر از شش برج باشد ، بر مركز افزائيم
I
واز خاصه كم كنيم تا مركز وخاصه معدل شود . آن گاه از برابر خاصهء معدله تعديل ثاني
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] جزم