آفتاب ، تعديل برداريم وآن را از وسط نقصان كنيم اگر مركز كمتر از شش برج باشد ؛ وبر أو
I
افزاييم اگر زيادة از شش برج بود تا تقويم آفتاب حاصل آيد .
طريقي ديگر ؛ به همين اعتبار تعديل
I
آفتاب را بر مركز افزائيم يا نقصان كنيم تا مركز مقوم حاصل آيد . أوج
I
معدل را با آن جميع كنيم تا تقويم آفتاب حاصل نامعدل . اگر خواهيم كه آن را معدل گردانيم به تعديل الأيام
I
بلياليها ، به ازاى تقويم آفتاب درآئيم در جدول تعديل الأيام وحصهء كسر تعديل الأيام از وسط
I
أو بگيريم ، ودايماً آن را از تقويم شمس نقصان كنيم تا معدل شود . وتحقيق اين عمل چنان است كه به حسب
I
هر تاريخي ، كسر تعديل الأيام استخراج كنيم چنان كه در مقالت پنجم بيان خواهيم كردن . آن گاه حصهء
I
آن كسر از وسط آفتاب بگيريم ودايماً آن را از تقويم شمس كم كنيم تا تقويم أو معدل شود . وحكم
I
تقويم ما [ ه ] همين است .
باب سوم : در استخراج تقويم ماه
وآن دو فصل است :
I
فصل أول ، در تعريفات ؛ دوم ، در اعمال .
فصل أول : در تعريفات
زاويهء تعديل أول ماه زاويهاى
I
باشد كه بر مركز تدوير حادث شود از تقاطع خطى كه از نقطهء محاذاة بر مركز تدوير گذرد با قطر
I
فلك مايل كه بر آن مركز گذشته بود . وقوسي كه از اخراج آن دو خط بر محيط تدوير حادث
I
شود آن تعديل أول قمر بود كه آن را تعديل خاصه خوانند . وغايت اين تعديل به حسب
I
ارصاد قديم هست چندين درجه ودقيقه : / يجط وبه حسب اين رصد جديد هست چندين / ىيا .
I
خاصهء معدله قوسي باشد از محيط تدوير ، ميان ذروهء حقيقي ومركز جرم قمر در جهت
I
حركت فلك تدوير .
زاويهء تعديل ثاني قمر زاويهاى باشد كه حادث شود بر مركز عالم از دو
I
قطر كه يكى بر مركز قمر بگذرد وديگرى بر مركز تدوير أو . وقوس تعديل دوم قمر قوسي بود كه حادث
I
شود بر محيط فلك مايل ، ميان سر اين دو خط مذكور . واين تعديل به آن تقدير فرض كردهاند
I
در زيجات كه مركز تدوير قمر بر نقطهء أوج فلك خارج باشد وغايت أو به مقدار نصف قطر تدوير