بود كه روز چهاردهم باشد از آن زمان . وديگر منازل را كه بعد از آن باشد بر همين قياس
I
حساب بايد كردن تا نوبت به منزل سماك رسد كه منزل چهاردهم است ؛ بعد از آن منزل
I
غفر « 1 » به يك روز پستر طلوع كند به سبب تفاوت آن كسور اقسام منازل كه پيش
I
از اين ذكر كرديم . پس طلوع اين منزل بعد از چهارده روز بود كه روز پانزدهم باشد از اين
I
زمان ؛ وباقي منازل به همان قياس أول ، در هر سيزده روز طلوع كند تا به منزل رشا رسد .
I
ودر سالهاى كبيسه طلوع شرطين نيز بعد از طلوع رشا به چهارده روز باشد . واز طلوع هر منزلي ،
I
سقوط رقيب أو لازم آيد وآن پانزدهم بود از آن منزل كه طلوع كند .
وبه جهت معرفت أوقات
I
طلوع منازل « 2 » به حسب تاريخ مذكور جدولى وضع كرديم تا أوقات طلوع هر منزلي در أيام شهور
I
رومى از آنجا معلوم كنيم . ومواضع كواكب را در درجات بروج معين كرديم تا چون قمر بدان
I
درجات رسد از آن بروج از آنجا معلوم شود كه قمر به صورت اين منزل رسيده است
I
كه أصحاب صنعت اختيارات جزوى أيام را بر آن وضع كردهاند وأصحاب طلسمات همچنين .
I
ومبادى ومنتهاى منازل را به حسب تقسيم فلك پيدا كرديم تا چون قمر بدان اقسام رسد معلوم شود
I
كه در قسم كدام منزل است ؛ وساعات أوقات رسيدن ماه را به آن صور واقسام به حسب
I
مبادى هر يك اعتبار كنيم . چون آن مدت مذكور يعنى 66 سال فارسي از آن تاريخ مذكور
I
بگذرد يك روز بر آن أيام رومى كه در جدول مثبت است بايد افزودن تا أوقات طلوع منازل
I
به حسب آن تاريخ حاصل آيد . وهمچنان نيز يك درجه بر تقويم منازل بايد افزودن تا مواضع
I
صور منازل در آن تاريخ حاصل شود . واقسام منازل هر يك متغير نشود چنان كه پيش از اين
I
بيان كردهايم .
اما بعد از معرفت طلوع منازل ببايد دانستن أول تشرين الأول وقت وزيدن
I
باد صباست ؛ ودوازدهم وقت بريدن درخت ؛ وسيزدهم نقصان آبها وأول نهى فصد
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] عفر
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] منازك