گفتيم كه آن هميشه روز دوشنبه باشد اما آن دوشنبه كه پيش از أول صوم كبير باشد به سه هفتهء
I
أول ، صوم نينوى بود وآن سه روز باشد . وپنجشنبه كه چهارم أو بود فطر نينوى باشد . آن گاه
I
روز چهارشنبه كه بيست وچهارم صوم كبير باشد آن را فاروقه خوانند . ويكشنبه چهل ودوم صوم كبير را
I
سعانين گويند . وپنجشنبه چهل وششم را فصح خوانند . وآدينه كه بعد از آن بود آن را جمعه الصلبوت
I
گويند . وشنبه بعد از آن را عيد قيامت خوانند . ويكشنبهء بعد از آنكه از أول روزه چهل ونهم
I
باشد عيد فطر بود . وجمعه كه بعد از فطر باشد سعانين صغير گويند وجمعهء الشهدا نيز خوانند .
I
ويكشنبه كه بعد از فطر باشد أحد الآحاد گويند . وپنجشنبه را كه بعد از فطر روز چهلم باشد سلاق
I
خوانند . ويكشنبه را كه بعد از سلاق يازدهم روز بود قيطنقسطى گويند وآن را عيد فالقريط
I
خوانند . ودوشنبه بعد از آن را صوم شليحين « 1 » خوانند وآن چهل وهشت روز باشد . وروز
I
جمعهء أول اين روزه را جمعيّه الذهب خوانند . وروز يكشنبه چهل ونهم را از اين صوم فطر شليحين
I
گويند . وروز جمعه سيزدهم را از اين فطر شليحين ، ذكران مرمارى . وبعد از فطر شليخين روز پنجاهم ،
I
صوم إيليا باشد وآن روز دوشنبه باشد واين صوم هم چهل وهشت روز باشد . وروز يكشنبه
I
چهل ونهم ، فطر إيليا بود .
نوع دوم : در بيان آنچه به صوم كبير متعلق نبود از أيام مشهور
مثلًا چنان كه
I
روز بيست ودوم تشرين الأخر را عيد حنّكه خوانند . وأول كانون الأول را عيد بشارت گويند .
I
وشبى را كه بامداد أو بيست وپنجم بود شب ميلاد عيسى باشد - عليه السلام - . وأول كانون
I
الأخر عيد قلنداس بود . وششم آن ، ذبح باشد . ودوم شباط عيد شمع بود . وبيست وپنجم نيسان
I
ميلاد يوحنّا باشد . وبيست ويكم حزيران مولد يحيى بن زكريا بود . وسوم تموز ذكران مرتوما . وأول
I
آب ، صوم مارت مريم ؛ وششم ، عيد تجلى « 2 » ؛ وپانزدهم ، فطر مارت « 3 » مريم ؛ وبيست وهفتم ، مقتل يحيى
I
بن زكريا . وسيزدهم أيلول عيد الصليب .
قسم سوم : در معرفت أيام مشهور كه به أوقات سال تعلق
I
دارد كه آن را در تقاويم نويسند
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] شليخبين
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] نحلى
( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] مارث