/ جيح . اين را مقوس كرديم در جدول أيام شهور أو ، حاصل آمد / كو از أيام ماه . وچون أيام
I
عدد أيام معلوم از شهور اين تاريخ ما را ده بود پس از اينجا لازم آيد كه تا دهم ماه آينده بشماريم
I
تا حساب ما مكمل شود . وشمرديم پانزده روز بر همهء أيام تواريخ سهگانه افزوديم تا هر سه تاريخ
I
مكمل شد ، يعنى پنجم شهريور ماه وپانزدهم ذوالحجه ودهم ماه حزيران ؛ وسالهاى هر سه تاريخ معلوم است .
I
مثالش از وجه دوم فرض كرديم تاريخ أول رومى وسالهاى أو معلوم چندين 1586 ، وتاريخ فارسي
I
ماه شهريور كه دوم است ، واز شهور تاريخ عربى كه سوم اين تواريخ است أيام معلومه / يه . پس أيام
I
مرفوعهء سالهاى رومى گرفتيم اين / رممحما أيام مرفوعهاى كه ميان اين تاريخ وتاريخ فارسي بود
I
از أو كم كرديم حاصل آمد أيام تاريخ فارسي اين / اهطنر . اين را مقوس كرديم در جدول أيام
I
مرفوعهء تاريخ فارسي تا بيرون آمد سالهاى اين 643 وباقي ماند أيام محفوظ اين / دكر . اين را
I
از أيام شهور تامهء اين تاريخ كه هست / ب ل كم نمىتوانيم كردن ، از أيام يك سال فارسي نقصان
I
كرديم ويكى بر سالهاى فارسي افزوديم ؛ حاصل آمد سالهاى مكمل فارسي اين 644 وباقي ماند از
I
نقصان أيام چندين / ألح . اين را به آن أيام شهور تامه جمع كرديم حاصل آمد أيام سال ناقص رومى
I
تا أول شهريور اين / دح . اين را با أيام سالهاى تاريخ رومى جمع كرديم حاصل آمد أيام مرفوعه از أول
I
تاريخ رومى تا أول شهريور چندين / بميبمط . أيام مرفوعه كه ميان اين تاريخ وتاريخ عربى بود
I
چندين / الدلحك ، از آن نقصان كرديم حاصل آمد أيام تاريخ عربى تا أول شهريور أو / نذكط .
I
اين را مقوس كرديم در جدول أيام مرفوعهء تاريخ عربى ، حاصل آمد سالهاى تاريخ عربى اين
I
673 وباقي ماند أيام / هله . اين را در أيام مرفوعهء اين تاريخ مقوس كرديم حاصل آمد أيام
I
از ماه ذوالحجه چندين / ى . وچون أيام معلوم از شهور عربى پانزدهم بود ، پس پنج روز ديگر
I
بر أيام اين تواريخ افزوديم حاصل آمد پانزدهم ماه ذوالحجه وپنجم ماه شهريور ودهم حزيران .