از دور شانكون . واگر بيشتر از اين بود ، نظر كنيم با آن عدد اگر / لااا بود يا كمتر ، از أو شصت كم كنيم
I
آنچه باقي ماند سالهاى ناقصه بود از دور جونكون . واگر بيشتر از 120 بود ، فضل أو بر اين عدد معلوم
I
كنيم كه آن سالهاى ناقصه باشد از دور خاون . واگر ما بين القسمت هيچ نماند ، آخر دور خاون بود . واگر خواهيم
I
كه سالهاى تقييد به زيادت از اين مبلغ كنيم از ابتداى دور عالم بگيريم كه به زعم ايشان از آن مبدأ تا أول دور
I
شانكون ، هشت هزار وهشتصد وشصت وسه ون تمام گذشته است وهر ون ده هزار سال
I
باشد ؛ واز ون ناقصه ، نه هزار وهف [ ت ] صد وچهل سال تمام شده وسال چهل ويكم ابتداى دور شانكون
I
بودى . وايشان دور عالم را سيصد وشصت هزار ون گيرند وبه حساب ايشان از آن مبدأ
I
تا سال أول كه چنگيز « 1 » خان به پادشاهى بنشست ، هشت هزار وهشتصد وشصت ون تمام
I
گذشته بود واز ون ناقص ، نه هزار وششصد وهفتاد ونه سال تمام شده وسال
I
هشتادم جلوس چنگيز خان بود ؛ وآن سال آخر دور جنكون باشد ؛ يعنى سال كوى
I
خاى .
فصل 2 : در معرفت أسامي ماهها وسالهاى هر دورى از اين ادوار و
I
غير آن ، وكيفيت ترتيب وتركيب هر يك
اما خطاييان را دو دور ديگر است
I
كه از تركيب أسامي آن دو دور ، أسامي سالهاى اين ادوار حاصل مى
I
آيد . وآن ادوار را هم در سالها اعتبار مىكنند وهم در روزها . ويكى از آن دو
I
دور بر ده نام داير است ونامهاى آن ده اين است كه در اين جدول است :
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] جنكز