أيام ما بين التاريخ را كه بود / الدلحك از آن أيام نقصان كرديم تا أيام مرفوع تاريخ عربى حاصل
I
آمد / اوىكا . آن را مقوس كرديم در جدول أيام مرفوعهء اين تاريخ تا حاصل آمد سالهاى تاريخ عربى
I
چندين 673 واز آن أيام باقي ماند چندين / اكر واين أيام محفوظ بود . آن گاه از برابر ذوالحجه
I
أيام ماههاى تامه گرفتيم چندين / هكها . پانزده روز ذوالحجه را كه ماه ناقص است بر اين افزوديم
I
تا حاصل آمد أيام سال ناقص تاريخ عربى / ه م . آن گاه آن محفوظ از أو كم كرديم تا حاصل آمد أيام سال
I
ناقص تاريخ رومى اين / ديج . اين را در جدول أيام مرفوعهء شهور رومى مقوس كرديم تا آمد موافق
I
دهم حزيران ماه .
مثالش از وجه دوم فرض كرديم كه تاريخ أول عربى است وسالهاى أو معلوم است
I
چندين 673 ، وتاريخ دوم فارسي است واز اين تاريخ ، ماه وروز معلوم است يعنى پنجم
I
ماه شهريور . پس أيام مرفوعهء سالهاى عربى گرفتيم چندين / اوحند . ما بين التاريخين را كه بود / هااهاكد
I
از اين كم كرديم تا حاصل آمد أيام مرفوعهء تاريخ فارسي / اهحل . اين را مقوس كرديم در جدول أيام
I
مرفوعهء تاريخ فارسي تا حاصل آمد سالهاى اين تاريخ 643 وأيام محفوظ ماند چندين / جها . آن گاه
I
از برابر شهريور ماه أيام ماههاى تامه گرفتيم چندين / بل وأيام ماه ناقص را كه بود / ه از
I
شهريور ماه أيام ماههاى تامه گرفتيم / بله . چون محفوظ را از اين كم نمىتوانيم كردن از أيام مرفوع
I
يك سال فارسي كه هست / وه نقصان كرديم تا باقي ماند / جه . اين را با آن أيام سال ناقص
I
تاريخ دوم كه بود / بله جمع كرديم تا أيام حاصل آمد از سال ناقص تاريخ أول يعنى تاريخ عربى
I
چندين / هم . اين را در جدول أيام شهور عربى مقوس كرديم تا آمد موافق پانزدهم ماه ذوالحجه .
I
آن گاه يك عدد بر سالهاى تاريخ فارسي افزوديم « 1 » تا حاصل آمد اين 644 . پس از اين عمل هر تاريخ
I
به تمامى معلوم گشت .
فصل 2 : در تصحيح سه تاريخ مقترن از يكديگر
وآن چنان باشد
I
كه از تاريخ أول ، سالها معلوم بود واز تاريخ دوم ، ماهها واز تاريخ سوم ، روزها . وطريق
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] افرديم