پس هر سه تاريخ مكمل شد به سال وماه وروز ؛ وباقي را به اين قياس بايد كردن . واين عمل وقتي
I
به كار آيد كه طالع مولود شخصي را أوراق ، پاره پاره شده باشد ومبتر گشته واز هر تاريخي
I
چيزى مانده وبسيار چنين اتفاق افتد .
باب دوازدهم : در دانستن تاريخ
I
خطا وايغور كه پادشاهان - خلد اللّه ملكهم - آن را به كار مىدارند
وآن شانزده فصل است :
فصل أول :
I
در بيان مبداء اين تاريخ وسالها وماههاى أو
اما ببايد دانستن كه سالهاى ايشان شمسي
I
طبيعي بود وماههاى قمري حقيقي . وأول سالهاى ايشان از آن وقت باشد كه آفتاب در حدود
I
هفده درجهء دلو بود وأول ماهها به حسب اجتماع نيرين باشد . ليكن مبداء تاريخ ايشان مبنى بر سه
I
دور است كه ايشان سالها را به أسامي آن ادوار مقيد كنند ؛ يكى ، أعظم ؛ ديگر ، أوسط ؛ سوم ، أصغر . و
I
هر دورى از آن ، شصت سال بود وأعظم آن دور شانكون خوانند وأوسط آن را دور جونكون « 1 »
I
وأصغر آن را دور خاون ومدت هر سه دور ، صد وهشتاد سال باشد .
اما دور شانكون كه ما در اوئيم
I
روز سه شنبه بوده است بيست ونهم ماه ربيع الأول سنهء 662 هجرى موافق بيست
I
ونهم كانون الأخر سنهء 1575 اسكندرى ، مطابق بيستم فروردين ماه قديم سنهء 633
I
يزدجردى ، محاذى « 2 » بيست ودوم بهمن ماه جلالي سنهء 185 ملكشاهى .
اما معرفت اين ادوار
I
سهگانه از اين تواريخ كه مستعمل ومتداول است ميان چنان است كه اين اعداد را كه ذكر
I
خواهيم كردن ، بر سالهاى ناقصهء اين تواريخ افزائيم بر سالهاى تاريخ رومى 46 ، وبر سالهاى تاريخ
I
فارسي 88 ، وبر سالهاى خانى 39 . واين بر آن تقدير باشد كه آفتاب پيش از / ير درجهء
I
دلو باشد ، چه اگر بعد از آن باشد بر آن تواريخ يك عدد ديگر زيادت بايد كردن ؛ واز سالهاى تاريخ
I
ملكي نقصان كنيم 5 . واگر از / كب بهمن بود تا آخر سال ، كم كنيم 4 . وآن حاصل يا باقي را بر 180 كه مدت
I
سه دور است قسمت كنيم ؛ آنچه از قسمت باقي ماند اگر 60 باشد يا كمتر ، آن سالهاى ناقصه بود « 3 »
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] حونكو
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] محادى
( 3 ) . " بود " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .