از اين بيان كرديم كه مدخل سال وماه وروز بدانيم از أيام جمعات . اگر چنان كه مدخل روز
I
موافق آيد با روز مطلوب ، عمل صواب است واگر نه خطا بود .
باب يازدهم :
I
در تصحيح تواريخ مقترن كه بعضي از سالها وماهها وروزهاى هر يك از آن تواريخ معلوم
I
باشد وبعضي مجهول
وآن دو فصل است :
فصل أول : در تصحيح دو تاريخ مقترن از يكديگر ،
I
چنان كه از تاريخ أول ، سالها معلوم باشد وماهها وروزها مجهول واز تاريخ دوم ، سالها
I
مجهول بود وماهها وروزها معلوم
پس ماههاى تامه را بسط كنيم به أيام ، وأيام ماه ناقص بر أو افزاييم
I
تا أيام حاصل آيد از سال ناقص از تاريخ دوم . آن گاه سالهاى تامهء تاريخ أول را أيام كنيم به عمل يا
I
به جدول ، وأيام ما بين التاريخين را بر أو افزائيم اگر تاريخ دوم مقدم بود ؛ واز أو كم كنيم اگر تاريخ أول
I
مقدم باشد تا أيام تاريخ دوم حاصل آيد . آن را مرفوع گردانيم به سالهاى آن تاريخ ، وآنچه باقي ماند از آن
I
أيام آن را محفوظ خوانيم .
پس نظر كنيم به أيام سال ناقص تاريخ دوم ؛ اگر محفوظ را از آن كم مىتوانيم كردن ،
I
از آن كم كنيم تا أيام سال ناقص تاريخ أول حاصل آيد . آن را به شهور آن تاريخ رفع كنيم تا از اين عمل
I
سالهاى تاريخ دوم وماهها وروزهاى تاريخ أول معلوم گردد . واگر محفوظ را از أيام سال ناقص
I
تاريخ دوم نقصان نمىتوان كردن ، آن را از أيام يك سال تاريخ دوم نقصان كنيم ويك عدد بر سالهاى
I
تاريخ دوم افزاييم به جهت آن نقصان تا سالهاى ناقصهء تاريخ دوم حاصل شود . وباقي را با أيام
I
سال ناقص تاريخ دوم جمع كنيم تا أيام سال ناقص تاريخ أول حاصل آيد . آن را مرفوع گردانيم
I
به شهور تاريخ از أول تا ماهها وروزهاى تاريخ أول حاصل آيد .
پس از اين عمل ، هر دو تاريخ
I
به تمامى معلوم گردد ؛ زيرا كه سالهاى تاريخ دوم وشهور وأيام تاريخ أول معلوم شده باشد . مثالش
I
از وجه أول فرض « 1 » كرديم : تاريخ أول رومى وسالهاى أو معلوم اين 1586 ، وتاريخ دوم عربى
I
پانزدهم ذوالحجه . پس أيام مرفوعهء سالهاى رومى گرفتيم اين / بممحما . چون تاريخ أول مقدم بود ،
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] قرض