كه : « شما هنگامى صالح وپسنديده خواهيد بود كه سلطان شما صالح وخوب باشد » .
ايشان اينطور معنى كردهاند كه : « صلاح شما در صلاحديد پادشاه است » . يعنى شما وقتي صالح خواهيد بود كه طبق نظريّه وآنچه را كه پادشاه براي شما صلاح بداند عمل كنيد ! واين خيانت در ترجمه است .
ديگر آنكه ايشان براي اقامهء ادلّهء أربعهء اصطلاحيّه اصوليّه چون خواستند از اجماع كه يكى از ادلّهء أربعة است استفاده كنند ، وأبداً اجماعى در دست نبوده است ، گفتهاند كه چون ملاك حجّيت اجماع قول معصوم است ، واز جهت كاشفيّت قول معصوم حجّت است ، لذا چون قول معصوم در مسأله هست ، پس ملاك اجماع وجود دارد ، بنا به وحدت ملاك اجماع وخبر صادره از معصوم .
أهل علم وواردان به فنّ أصول مىدانند كه اين اجماع نيست ، اجماع در مقابل سنّت كه مراد روايات صادره از معصوم است ، عبارت است از : اتّفاق همهء مسلمين به طورى كه كاشف از قول معصوم باشد . ايشان براي اينكه دليلهاى خود را زياد كنند ، يك تزويرى در معناى اجماع نموده ، وبه عبارت ديگر خواستهاند در مسألهء أصولي هم خيانتى كرده باشند ، تا آنكه خدمت تمام باشد ، وادلّهء أربعة همگى قائم واستوار .
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٦