ندارند . مراد از سلطان ، سلطان عادل ، وامام بحقّ ويا فقيه جامع الشّرائط منصوب از قِبَل امام است .
حرمت پيروى از سلطان جائر ، وتبعيت از حاكم فاسق وگناهكار ، به مقتضاى حديث متّفق عليه بين شيعه وسنّى : لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِى مَعْصِيَةِ الخَالِقِ « براي هيچ مخلوقى در معصيت امر خدا ، اطاعتى نيست » ديگر إطلاق يا عموم براي مطلقات وجوب أطاعت سلطان بنا بر فرض صحّت سند آنها باقي نمىگذارد . در قرآن كريم وجوب أطاعت را منحصراً به رسول الله ، وأولي الأمر كه مراد أئمّهء دين وپيشوايان حقّهء سيّد المرسلين معيّن فرموده ، وفقط وفقط أنبياء عظام كه از طرف حضرت پروردگار مبعوث مىشدند ، طبق آيات قرآن ، وجوب أطاعت داشته ، وخودشان به لزوم پيروى مردم از آنها امر مىكردهاند .
قرآن كه سراسر از پادشاهان جائر جهان ، همچون فرعون ونمرود وهامان ودست اندركارانشان تنقيد مىكند ، وامّتها را به پيروى از پيامبران ، به شورش در مقابل آنان بر مىانگيزد ، كجا خود بدون قيد وشرط أطاعت أمثال آنها را لازم مىشمرد ؟
خيانت آقاى وحيدى در نقل اين اخبار أوّلًا : آنها را به صورت خبرهاى صحيح السَّند ومشهور ومعروف جلوه دادن
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٣