أو تعريف نمىكند . اينكه ايشان گفتهاند : « سخنى است مأثور وخبري است مشهور كه رسول خدا مكرّر در مكرّر در جمع صحابه به عظمت زمان ولادت خود به جهت انوشيروان اشاره مىفرمايد » دروغ محض است .
شهرت اين خبر از كجاست ؟ ودر كدام كتاب حديث ويا فقه ويا رجال شهرت دارد ! ويك بار هم در ميان جمع صحابه نفرمودهاند ، تا چه رسد به مكرّر در مكرّر .
گفتار فردوسى : « چه فرمان يزدان چه فرمان شاه » بر أساس مذهب زردشتيان است كه شاه را نمايندهء خدا مىدانند ، به اسلام چه مربوط ؟ واسلام خود يزدان را كه در مقابل اهرمن است ، ردّ مىكند . واعتقاد به أو را شرك وثنويّت مىداند ، تا چه رسد به سايهء يزدان ونمايندهء أو .
فردوسى در مقابل اين غلط كاريهائى كه نموده است ، واين خلط وخبطهائى كه آورده ، در موقف عرصات قيامت در پيشگاه عدل پروردگار وقوف دارد ، وبايد از عهده برآيد . اين اشعارى كه حقايق را كنار مىزند ، وأطاعت از سلطان وشاه وحاكم را هر چه باشد وهر كه باشد به مردم تحميل مىكند .
وحيدى جملهء وَإنَّ صَلَاحَكُم في صَلَاحِ سُلْطَانِكم را درست عكس معنى كرده است . زيرا معناى اين جمله اينست
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٥