وامّا دليلي عقلي ، عقل به خلاف آنچه را كه گفتهاند حكم مىكند . عقل حاكم مىكند كه انسان نبايد هيچگاه تابع باطل وفاسد شود ، ونبايد از سلطان جائر وحاكم ستم پيشه أطاعت كند . بلكه بايد پيوسته خود را از زير حكومت أو برهاند . واز سلطان عادل واقع بين ، از خود گذشته وصميم ودلسوز به امّت ، ومتحقّق به حقيقت وواقع الامر ، كه سِرّش از رذائل اخلاقى ودنيا دوستى وشهرت طلبي واستكبار وخودمنشى وخود محورى آزاد است ، پيروى كند .
بارى ما در اينجا سخن را در تفسير كلام ايشان توسعه داديم ، تا مردم بدانند در هر زماني حكّام جائر براي عوام فريبى ، نظير چنين افرادى را در دستگاه خود داشتهاند وآنها را مىپروريدهاند ، تا براي عوام النّاس مُهر سكوتى باشد .
آن وقت نبايد تعجّب كرد كه چگونه أمثال أبو هريرهها ، وأبو دَرداها ، وكَعْب أحبارها ، وسَمْرَة بن جُندُبها وغيرهم ، با آنكه مدّتها از أصحاب رسول خدا بودهاند ، چگونه از حاشية نشينان سفرهء رنگين معاوية شدند ، وهزاران حديث در فضليت شيخين وخاندان بنى اميّه وعثمان ومعاوية ، ودر تعييب وقدح أمير المؤمنين عليه السّلام جعل كردند ، وبراي مردم بر فراز منبر از زبان رسول خدا
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٧