نتيجهء همهء اين عرايض اينكه فخر الدّين أبو إسحاق إبراهيم الغضنفر بن محمّد بن إبراهيم التبريزي ( مشهور به غضنفر تبريزى ) كه ظاهرا به فلسفه وتاريخ فلاسفه علاقة داشته ، شيفتهء أبو ريحان بيرونى بوده وبه واسطهء همين تعلّق خاطر ، هم كتاب « الصيدنة في الطبّ » بيرونى را رونويسى كرده ، وهم رسالهيى با عنوان « المشاطة لرسالة الفهرست » دربارهء « رسالة الفهرست » بيرونى پرداخته است .
اين غضنفر تبريزى ، ساكن « روم » ( اناطولى ) وتحقيقا در « قونيّه » بوده ، وميان سالهاى 678 هجرى قمري ( كه نسخهء الصيدنة في الطبّ را رونويسى كرده ) و 692 هجرى قمري ( كه ابن الغلام القونوى رسالهء المشاطة لرسالة الفهرست را استكتاب كرده ) ، در همان شهر قونيّه ( كه ابن الغلام القونوى نيز از اهالى آنجاست ) ، « شهيد » ( كشته ) شده است ، كه حاليّه ، گورش در نزديك ايستگاه راهآهن شهر قونيّه به چشم ديد ميآيد .
* « المشاطة لرسالة الفهرست » تأليفى غضنفر تبريزى ، علاوة بر شرح مجاهدات وى براي فهم نوشتههاى بيرونى ، دربارهء خوابى است كه بيرونى ديده ودر رسالة الفهرست آن خواب را آورده است كه : در پايان شصت ويك سالگى ، در خواب ميبيند كه به دنبال رؤيت هلال است وآن را نميتواند ببيند . در اين وقت گويندهيى به وى ميگويد كه اين رؤيت هلال را رها كن چرا كه تو فلان بار ديگر آن را خواهى ديد .
غضنفر تبريزى ، به اعتبار اين رؤياي بيرونى ، در رسالهء المشاطة لرسالة الفهرست ، ميخواهد بر أساس اين رؤيا وساير اطّلاعاتى كه گرد آورده است ، طالع بيرونى به هنگام تولّدش را استخراج كند .
از جمله اطّلاعاتى كه غضنفر تبريزى ، علاوة بر نوشتهء بيرونى در رسالة الفهرست گرد آورده ، يكى يادداشتى است از يكى از شاگردان وارادتمندان بيرونى دربارهء تاريخ فوت بيرونى ، وديگرى يادداشتى از كسى ديگر دربارهء طول عمر بيرونى .
به سال 1878 ميلادي كه ادوارد زاخو
C . Eduard Sachau
دستاندركار ترتيب دادن مقدّمهيى بر كتاب الآثار الباقية عن القرون الخالية ( تأليف بيرونى ) بود ، فزون بر آنكه به