فرزند تعليم دادن
وار به تعليم ميدهى فرزند * اندر آن اختيار هم بپسند
جاى مَه در بروجِ بادي جوى * وار نيابى به قوس وسُنبله پوى
535 به عُطارِد به دوستى نگران * هردو دان كرده از نحوس كران
ستور خريدن
مگذر چون خرى ستور از حد * ماه در ثور خواه يا به أسد
وار نَه بارى به برج ذو جسدين * نظر سعد داده أو را زين
شكار كردن
وارت رأى است تا شكار كنى * كوش تا ساعت اختيار كنى
با كمان جوى جاى ماهِ منير * يا يكى خانه از دو خانهء تير
540 واگر اينجا نيابى ، اندر حوت * مگُذر هيچ ز اين چهار بيوت
در سفر كردن
وار كنى نيز اختيارِ سَفر * ماه در برج منقلب بهتر
نيك باشد بروج خاكى نيز * ليك در سعد ونحس گير تميز
قمر از نحس وطالع ودويُمش * پاك بايد چو هفتم ونُهمش
در شهر وقلعه داخل شدن
وار به شهر اندرون شَوى از راه * بايد اندر بروج ثابته ماه
545 طالعِ وقت بايدت مسعود * تا بوَد جمله كارها محمود
در عهد وميثاق كردن
وار همى با كسى كُنى عهدي * اندر اين كار بايدت جَهدى
تا بوَد در بروج ثابته ماه * خالى از نحس وفارغ از اكراه
فصد كردن وحجامت نمودن
وار كنى فصد يا حجامت رأى * آتشى برج بِه قمر را جاى