پيام فرستادن
وارت رأى است تا پيام دهى * وار سوى مهتران به گام رَوى
جاى مَه در بروجِ تير طلب * وار نه در ثور جو طريق طلب
بنياد عمارت كردن
اختيار بنا به وقتي خواه * كه بوَد در بروجِ ثابته ماه
520 هم به سوى ستارهيى نظرش * كه بوَد برج خاكيى مقرش
در ضياع خريدن
وار ضياعي خريدنستت رأى * برجِ خاكى نگر قمر را جاى
نظرِ أو به كوكبى مسعود * تا سعادت در أو بوَد موجود
وار به كيوان نظر بود بخرش * ليك بايد به دوستى نظرش
درخت نشاندن
وار درختان نشانى اندر باغ * بنمايم تو را رهى چو چراغ
525 بطلب ماه را به خانهء خاك * ناظرش سعد واز نحوست پاك
ماه بايد به برجِ ثابته در * كوكبى سعد را به ماه نظر
جوى وكاريز كندن
وارت رأى است كندنِ كاريز * مَه طلب در بروج كيوان نيز
وار نه در برج خاكى وآبى * بِه بوَد گر بدين تو بشتابى
زراعت كردن
وار كُنى ابتدأ زراعت را * بنگر آن اختيار وساعت را
530 بطلب ماه را به خانهء خاك * وار سرطان بود نباشد باك
نظرش سوى زهرهء پدرام * وار نظر باشدش سوى بهرام
چون نظر دوستى بوَد بِه دان * دُور باش از مقابل كيوان