350
در ترازو نگر به نور ضمير * زُهره وتير ، بعد كيوان پير
برج عقرب نخستِ مرّيخ است * مشترى وقمر به تاريخ است
شمس وبهرام ومشترى در قوس * هست اين حكم گفتهء فردوس
زُحل وزُهره وعُطارِد نيز * نسبت جَدى كن به فعل وتميز
دلو از تير وزُهره از پسِ آن * واوّلِ هر دو برشمر كيوان
355 قسمتِ حوت ، مشترى وقمر * تير وبهرام در عقب بنگر
اين دريجان به برج را تا مَرد * هم بر اين جمله بر سه قسمت كرد
حكمِ اين در وجوه گير قياس * قدرِ عِلمِ نجوم را بشناس
نسبت بروج به فصول
حَمَل وثور وبَعد از آن جوزا * از بهارند ، گشته اين پيدا
خوشه وشير وپس سرطان * اين سه بُرجند فصل تابستان
360 برج ميزان وقوس وعقرب راست * مهرگان وخزان از ايشان خاست
جَدى ودلو است وحوت چون نگرند * از زمستان هميشه ذِكر بَرند
در استخراج طالع سال
گر تو خواهى به عقل وهُشيارى * طالعِ سال را برون آرى
نقش برج گذشته گير عدد * پس بيفزا بر آن تو قولويد
طالع درجه با دقيقه بهم * رخ نمايد تو را هميشه رقم
365 بر تو چون اين دقيقه بگشايد * طالعِ سال تو برون آيد
در معرفت دلايل سال
مرد دانا دليل سال گرفت * واندر اين حُكم نيست هيچ شگفت
چون در اين اجتماع واستقبال * در وتدهاى سال حُكمِ مثال
ابر وباران بدان كه بسيار است * اين سخن از كتابِ اسرار است
وار تو خواهى دليل بر أحوال * طالع سال بين مطالع سال