در أسد مِهر ، وزُهره در ميزان * يا كه باشد به قوس ودر ميزان
315 يا به خرچنگ ماه وزُهره به ثور * مِهر باشد به برج ما هي دَور
آنكه دستور چرخ را است قرين * شكل دستوريه نهاد چنين * *
اثنى عشريّه
از دل وجان به راه دين بگرو * اثنى عشريّه را بيان بشنو
درجهء طالع ودقيقهء آن * ضرب كن در دَه ودو از آن
10 + 2 پس ز طالع بيفگنى بنگر * تا ز طالع كجا برآرَد سر
320 آنكه اسرار عِلم ميداند * اثنى عشريّه را چنين خوانَد
منازل قمر
چون به پيش تو منازل ماه * برشمارم حساب دار نگاه
ظاهر از شرق چون شود شرطين * باشد از بَعدِ أو طلوع بطين
پس ثريّا وبعد از أو دبران * هقعه وهنعه بَعد از ايشان دان
پس زراع است ونثره وطرفه * جبهه وزبره دان وپس صرفه
325 باز عوّا - كه خوانَدَش مشهاك * فارسيگوى - وغفر بَعدِ سماك
واز زبانا چو بگذرى إكليل * اندر اين قول نيست كس را قيل
وار كُنى بَعدِ قلب وشوله نگاه * از نعايم به بلده يأبى راه
از پس بلده چار سعد آيد * گر به تفصيل بنگرى شايد
اوّلين ذابح ودگر بلع است * اخبيه مر سعود را تبع است
( * * ) . دستوريه آنكه كوكبى در وتدى باشد وآن وتد خانهء أو بود وبا شرف أو كوكبى ديگر نيز در وتد بود وآن وتد نيز خانهء أو بود ويا در شرف أو به يكديگر پيوندند . چنانكه طالع حمل باشد مثلا وآفتاب در حمل بود در ده درجه وزحل يا مرّيخ در جدى هم در ده درجه . وقول ديگر آن است كه كوكبى در يكى از دو خانهء خود بود ودورى أو از يكى از نيّرين ، از اين جهت ، چند روزى در خانهء وى باشد ، از خانهء أو هم در آن جهت ، چنانكه زهره در ميزان باشد وآفتاب در أسد ، يا قوس با زهره در ثور وماه در سرطان يا حوت . قول اوّل معتبر ومعتمّد است .