پيش مرّيخ ، وباز خورشيد است * آخِرِ برج وجهِ ناهيد است
جدى
سعد باشد به جَدى وپس بهرام * برج گردد به آفتاب تمام
دلو
باز در دلو چون كنند نگاه * زُهره يابند ، پس عُطارِد وماه
حوت
زُحل ومشترى وپس بهرام * حوت را دان وشد وجوه تمام
در معرفت تشريق كواكب
305
كوكبى چون هميشه پيش از مِهر * خَلق را صبحدم نمايد چهر
به اتّفاق اين سخن تمام كنند * حكما شرقىاش به نام كنند
وآنكه از بَعدِ آفتابِ منير * بدرخشد ، چو زُهره باشد وتير
به طريقي كه عاقلان دانند * همگنان مغربىش ميخوانند
حيّزات كواكب
حيّز آن باشد اى به عِلم سمر * كه به برجِ نر ونهارى گر
310 كوكب روزى ومذكّر وعرض * روز باشد هميشه فوق الأرض
باز در برج ليلى ومادة * نجم ليلى نباشد افتاده
شب بوَد برخلاف روى زمين * حيّز اين است ، گفتهاند چنين « * »
دستوريّهء كواكب
گر به دستوريه نظر دارد * به سعادت ، بدان ، اثر دارد
هامش
( * ) . حيّز آن است كه كوكب نر ونهارى در برج نهارى در روز فوق الأرض باشد وكوكب مادة وشبى در شب تحت الأرض باشد . بروج نر وروزى حمل وثور وجوزا وأسد وميزان وقوس ودلو است . بروج مادة وشبى ثور وسرطان وسنبله وعقرب وجدى وحوت است . كواكب نر وروزى زحل ومشترى وشمس است . كواكب مادة وشبى زهره وقمر ومرّيخ .