تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
پيش مرّيخ ، وباز خورشيد است * آخِرِ برج وجهِ ناهيد است

جدى

سعد باشد به جَدى وپس بهرام * برج گردد به آفتاب تمام

دلو

باز در دلو چون كنند نگاه * زُهره يابند ، پس عُطارِد وماه

حوت

زُحل ومشترى وپس بهرام * حوت را دان وشد وجوه تمام

در معرفت تشريق كواكب

305
كوكبى چون هميشه پيش از مِهر * خَلق را صبحدم نمايد چهر به اتّفاق اين سخن تمام كنند * حكما شرقىاش به نام كنند وآنكه از بَعدِ آفتابِ منير * بدرخشد ، چو زُهره باشد وتير به طريقي كه عاقلان دانند * همگنان مغربىش ميخوانند

حيّزات كواكب

حيّز آن باشد اى به عِلم سمر * كه به برجِ نر ونهارى گر 310 كوكب روزى ومذكّر وعرض * روز باشد هميشه فوق الأرض باز در برج ليلى ومادة * نجم ليلى نباشد افتاده شب بوَد برخلاف روى زمين * حيّز اين است ، گفته‌اند چنين « * »

دستوريّهء كواكب

گر به دستوريه نظر دارد * به سعادت ، بدان ، اثر دارد
هامش
( * ) . حيّز آن است كه كوكب نر ونهارى در برج نهارى در روز فوق الأرض باشد وكوكب مادة وشبى در شب تحت الأرض باشد . بروج نر وروزى حمل وثور وجوزا وأسد وميزان وقوس ودلو است . بروج مادة وشبى ثور وسرطان وسنبله وعقرب وجدى وحوت است . كواكب نر وروزى زحل ومشترى وشمس است . كواكب مادة وشبى زهره وقمر ومرّيخ .