ده دَرَج هريكى از آن اقسام * پس به حِكمت وجوه كردش نام
داد هر وجه از آن به يك اختر * من چو يكيك بيان كنم بشمر
حمل
290
وجه مرّيخ از حَمَل شش وچار * وآنِ خورشيد همچنين پندار
6 + 4 بَعد از آن چون گذشتى از خورشيد * برج گردد تمام بر ناهيد
ثور
باز در ثور تير وپس ماه است * نحس اگرچه به هردو همراه است
ثلُثِ آخِر بوَد از آنِ زُحل * اندر اين قول نيست هيچ خلل
جوزا
وجه برجيس در دو پيكر دان * باز بهرام وبَعد از آن خور دان
سرطان
295
زُهره در اوّل آمد از سرطان * بَعد از أو تير وباز ماه بدان
أسد
هست در خانهء خود از احكام * زُحل ومشترى وپس بهرام
سنبله
شمس را برج خوشه تير آمد * بَعد از أو زُهره ، باز تير آمد
ميزان
چون قمر وجه گيرد از ميزان * مشترى آيد از پسِ كيوان
عقرب
چون ز ميزان گذر كُنى ، عقرب * وجهِ مرّيخ وشمس وزُهره طلب
قوس
300
تير اوّل بوَد به برجِ كمان * پس قمر آيد ودگر كيوان