تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
255
پنج ديگر نصيبهء بهرام * وآنِ كيوان چو آنِ اوست مدام

ثور

باز از ثور حدّ زُهره دو چار * آمده حدِّ تير شش به شمار هشت از أو نيز حدّ سعد اجل * هست وجز پنج نيست حدّ زُحل سه دَرَج نيز حدِّ بهرام است * دلِ دانا هميشه پدرام است

جوزا

تير را شش دَرَج ز جوزا حدّ * هست برجيس را همين به عدد زُهره را آنكه شادى آهنج است * حدّ از اين برج بيگمان پنج است حدّ مرّيخ باز هفت دگر * وآنِ كيوان شش است ، نيك اختر

سرطان

حدِّ مرّيخِ نحس ومايهء جنگ * از دَرَج هفت آمد از خرچنگ باز شش حدِّ زُهره وشش تير * هفت از أو نيز حدِّ سعدِ كبير وآنچه مانَد ز برج ، حدِّ زُحل * باشد ، اى برتر از زُحل به محلّ

أسد

265
باز برجيس را ز برجِ أسد * دان كه جز شش دَرَج نباشد حدّ حدِّ ناهيد پنج دان وزُحل * هفت ديگر نهاد حُكمِ أزل شش دَرَج تير را چو تير آمد * نيز بهرام را چو تير آمد

سنبله

تير را حدّ ز سُنبله هفت است * زُهره را دَه ، قلم چنين رفته است مشترى را كه فرّخ آثار است * حدّ از اين برج بيگمان چار است 270 باز مرّيخ را برابر تير * وآنچه مانَد بوَد زُحل را تير

ميزان

حدِّ برجى كه خوانيش سرطان * شش دَرَج دارد اختر كيوان