تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

قوس

ماه چون در قوس آيد بس نكو باشد دو كار * اوّلش تزويج وتعليم ، آخرش فصد وشكار هركه بيع جوهر وحيوان كُنَد نايد خجل * خاصه نو پوشد ، برِ قاضى رَوَد ، سازد سجل قرض دادن ، تخم گستر ، مو ستردن بَد بوَد * وار كسى مسهل خورَد - بىشكّ - عدوى خود بوَد

جدى

ماه چون در جَدى شد كار بر راندن درخور است * جامه پوشيدن خوش است وصيد كردن خوشتر است جادوى وساحرى وبا خدا بُردن پناه * ميسزد خاصه عُطارِد را نظر باشد به ماه نيك باشد نيك عمدا غدر ومكر وقصد را * بَد بوَد بَد ديدن شاهان وعقد وفصد را

دلو

ماه چون در دلو باشد كرد شايد جِدّ وجهد * از براي كِشت‌وكار وبستن ميثاق وعهد نيك باشد نيك اگر يارى دهد اقبال وبخت * بردهء هندو خريدن ، يا نشانيدن درخت حِصنها وقلعه‌ها شايد ورو كردن بُنى * ليك نقل وفصد وتزويج زن ودوشيزه نى