قوس
ماه چون در قوس آيد بس نكو باشد دو كار * اوّلش تزويج وتعليم ، آخرش فصد وشكار
هركه بيع جوهر وحيوان كُنَد نايد خجل * خاصه نو پوشد ، برِ قاضى رَوَد ، سازد سجل
قرض دادن ، تخم گستر ، مو ستردن بَد بوَد * وار كسى مسهل خورَد - بىشكّ - عدوى خود بوَد
جدى
ماه چون در جَدى شد كار بر راندن درخور است * جامه پوشيدن خوش است وصيد كردن خوشتر است
جادوى وساحرى وبا خدا بُردن پناه * ميسزد خاصه عُطارِد را نظر باشد به ماه
نيك باشد نيك عمدا غدر ومكر وقصد را * بَد بوَد بَد ديدن شاهان وعقد وفصد را
دلو
ماه چون در دلو باشد كرد شايد جِدّ وجهد * از براي كِشتوكار وبستن ميثاق وعهد
نيك باشد نيك اگر يارى دهد اقبال وبخت * بردهء هندو خريدن ، يا نشانيدن درخت
حِصنها وقلعهها شايد ورو كردن بُنى * ليك نقل وفصد وتزويج زن ودوشيزه نى