جوزا
چون فتد بر برج جوزا نورِ جرمِ ماهتاب * بيعِ تُركان خطا ، وَهوَه ، كه چون باشد صواب
هم توان خواندن كتاب وهم توان ديدن دبير * هم توان نامه نوشتن ، هم توان انداخت تير
جامه پوشيدن سزا است وسفر كردن رواست * ليك ناخن چيدن وفصد وحجامت را خطاست
سرطان
ماه چون در برج خويش آيد نكو باشد نكو * جامه پوشيدن ، سَفر كردن هميشايد در أو
داروى مسهل در أو خوردن عجب درخور بوَد * نامه بنوشتن ، چه گويم ، كآز همه بهتر بوَد
ميسزد گرمابه رفتن ، موى بستردن ، وليك * فصد وتزويج وبناى نو نهادن نيست نيك
أسد
ماه اندر سير چون جِرم افگنَد بر برج شير * نيك باشد عهد بستن ، شغل بگرفتن دلير
فصد وكارِ آتش وحاجت ز شاهان خواستن * وار براي تاجداران روى تخت آراستن
بيعِ تُركان خطايى اندر أو عينِ رضاست * ليك نو پوشيدن وعزم سَفر كردن خطاست