تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

سنبله

مَه چو از برج أسد آيد به سوى سُنبله * بر رهِ هامون هميشايد شدن با قافله نو بريدن شايد وباشد از اين بهتر دو كار * خاصّ را تعليم عِلم وعاميان را كِشت‌وكار خوش بوَد خوش بيع سيمين بر تنى وسروقد * بَد بوَد بَد زرگرى ، خاصه علاج وفصد وعقد

ميزان

مَه چو در ميزان رَوَد نيكو بوَد يك روز ونيم * هم سَفر ، هم عقد ، هم جوهر خرى بىترس وبيم جامه‌ها پوشيدن ونوشيدن آنگه جام مى * خاصه بر بانگ سماع جانفزاى چنگ ونى ليك چون مَه بگذرد از هفده وهجده دَرَج * هركه كارى كرد ، بىشك ، ديد رنجى بىفَرَج

عقرب

ماه چون در عقرب آيد نيك باشد يكسره * خوردن دارو ورد كردن طعام وغرغره هم خراجت بَست شايد ، هم معارض ساختن * هم شدن گرمابه ، هم بر خصم بردن تاختن اسپ را شايد رياضت دادن وناخن فگند * ليك ديگر كارها هرگز نيايد سودمند