تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

درجهء بيستم از برج جدى

برآيد در اين درجه زنى بر تخت نشسته وتخت أو بر زمينى چهارسو كنده وبه قير اندوده ( قيرى ستبر ) وبه دست أو بدره‌يى دينار وأو يكان‌يكان از آن دينارها سوى غلامي مياندازد ( وغلام دست بدان دراز نكند وبرنگيرد ) / واز جانب راست أو برآيد يك نهال تاك بزرگ بر درخت ارس بزرگ پيچيده وبر شده وخوشه‌هاى بزرگ بار آورده ( از انگور شيرين ) / واز جانب چپ أو زنانى بر گردون نشسته وسخن ميگويند ودو استر گردون را ميكشند . هركه بر اين درجه زايد زندگانى أو در آسانى وسعادت بود وطعام وشراب بسيار خورد وسماع وسرود دوست دارد .

درجهء بيست ويكم از برج جدى

برآيد در اين درجه اسبى بزرگ با دو بال وموى بسيار دراز ، وأو را كوهان باشد مانند اشتر ( هركه أو را ببيند لرزه بر أو افتد وهر ستورى كه أو را بيند در ساعت بميرد ) / واز جانب راست أو برآيد مردى بر خرى نشسته منادى ميكند ( كه هركس خبر آرد از هفت پير وجوانى كه از يك سال باز غايب شده ، دينارى حلال بستاند ) / واز جانب چپ أو ماكيان سياه ( فرياد ميكند تا تخم نهد ) ودلفين سياه كه ميجنبد . هركه بر اين درجه زايد خلق جمله تن أو بزرگتر باشد ، ضخيم جثّه ، سرخ گندمگون ، شادى وطرب جويد ومنافق ودروغگوى باشد وطويل العمر بود .

درجهء بيست ودويم از برج جدى

برآيد در اين درجه گورخرى كه چرا ميكند ومردى صيّاد دام نهاده ( تا أو را صيد كند وهرگز در اين دام چنين صيدى نبوده باشد وبس درنگى نباشد كه صيد را بگيرد ) / واز جانب راست أو برآيد مردى با كوزه‌هاى سفالين پرنمك ( ميفروشد ) ومشكى ناطف /