واز جانب چپ أو جايگاهى ، در أو حصير گسترده تا خشك شود ودر آن جايگاه ، شراب وپوست سمور ناپيراسته .
هركه بر اين درجه زايد به نيمهء اوّل عمر خويش تنگ معيشت ورنجور بود وهرچه طمع دارد وفا نشود ، ودر باقي عمر توانگر شود وزيادة از آنچه طمع دارد به دست آرد .
درجهء بيست وسيم از برج جدى
برآيد در اين درجه صورت مخنّثى ، در دست أو طبلكى ميزند وكنيزكى سياهناى ميزند ( وهر دو گرسنه باشند وچيزى نيابند كه بخورند ) / واز جانب راست أو برآيد صورت هيكلى از هياكل مرّيخ ، خراب ، در أو كس نباشد / واز جانب چپ أو مردى مسح ميكند با جامه ميان سراى خراب .
هركه بر اين درجه زايد منحوس وبدبخت وبىخير وتنگعيش ، ومعيشت أو به نبود ، وليكن تندرست وطويل العمر باشد .
درجهء بيست وچهارم از برج جدى
برآيد در اين درجه مادهگاو جوان بزرگ ( كه يونانيان دارند از جهت كشتن وقربان كردن براي مرّيخ ) ودو زن از پس گاو ميروند وميخندند ( رويهاى ايشان برافروخته وسرخ شده ) / واز جانب راست أو تنگى جامه باز ، ودستهيى خارتر وكودكى ايستاده ، پاى برهنه ( كه خرماى سياه ميخورد ) / واز جانب چپ أو جايگاهى ، در أو مزودى وخرقهء بسيار به دست زنى ( وميخواهد كه از آن قميصى دوزد مر كودك خرد را ) .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى باسياست ومحمودسيرت واندكمال وكشنده باشد .