درجهء بيست وپنجم از برج جدى
برآيد در اين درجه حيواني تن أو مانند شير وسر أو سياه چون سر خرس ، وديوى سر بريده ايستاده وسر به دست گرفته / واز جانب راست أو برآيد پيرزنى ( بيهودهگوى ) پشم ميريسد / واز جانب چپ أو مردى ، در پيش أو كوزهء پر انگشت وآتش ، ودر پيش أو زنى وسندانى ، واين مرد ( از جهت آن زن ) بازوبند آهنين ميسازد .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى كوتاهمدّت ومدبر وبيمال باشد واز طعام وشراب منفعت نيابد وپادشاهى أو متردّد بود واز عبادت وقربان ودعا به خدايان معرض باشد وادبار أو زيادت بود .
درجهء بيست وششم از برج جدى
برآيد در اين درجه مادة گاوى كه شاخها ندارد ودر دولابى بسته وميگردد وآب برميكشد وزمينهاى فراخ پرتره وكوك را آب ميدهد / واز جانب راست أو برآيد دو خرس وقومي نزديك ايشان ميروند ( تا ايشان را بگيرند ودر شيشه كنند با سرگين خر تا بپوسند واز ايشان ملخ خيزد ) / واز جانب چپ أو شكارگاهى ودام ما هي وليف خرما ودستههاى برگ خرما .
هركه بر اين درجه زايد جوانمرد وشجاع باشد واز هرچه گويد وكند باك ندارد وشرف وقدر أو از همه بزرگتر باشد .
درجهء بيست وهفتم از برج جدى
برآيد در اين درجه جويى آب گرم وبر روى آب مطهرهيى سفالين وپوست باقلى وبزغالهء بريان ( با سركه ) بر خوان نهاده / واز جانب راست أو برآيد دم ما هي دريايى وپارههايى از تن أو ، وماهيگيرى دراز ريش ، دام در دست ما هي ميگيرد ( وشادى ميكند ) / واز جانب چپ أو مردى از پيادگان اكشونى با تير وكمان وبا نيزهء برهنه بازى ميكند
و