درجهء پانزدهم از برج جدى
برآيد در اين درجه مردى كشته بر كوهى ( ندانند كه أو كيست وكشندهاش چه كسى است وكي كشتهاند ، ومردمان پس از سألها به تجربه معلوم كردهاند كه چون تن اين كشته را به صحرا آرند ، اگر در آسمان ابر بود بگشايد ، واگر ابر نبود ، ابر آيد وباران گيرد ، اگر تابستان باشد اندكتر واگر زمستان باشد بيشتر ) ولون تن اين كشته به لون خون سياوشان / واز جانب راست أو زنى ( كه أو را به زبان ما ، خاصّه به زبان گيلان ماهيلانتا خوانند ، بر سر پاى خويش نشسته باشد هزار سال وندانند كه أو بر سر دو پاى است ) / واز جانب چپ أو مردى با رسوايى جلاجل بر گردن أو بسته ( بلندآواز ) .
هركه بر اين درجه زايد معيوب وناقصاندام باشد وضعيفبصر ، امّا بزرگهمّت وخداوند حيلت ، وبه خويشتن معجب بود .
درجهء شانزدهم از برج جدى
برآيد در اين درجه نيمهء اوّل از شير اوژن جنگى وما هي دريايى ، ميانه خلق ، پوست أو منقّش به نقشهاى وشى وديبا / واز جانب راست أو برآيد خرسى سياه ( پيوسته ) رقص ميكند ودر دست أو چهار چوب چهارپاره ( بازى ميكند واز أو آوازهاى ظريف بر ميآيد ) / واز جانب چپ أو نيمهء آخر شيراوژن ، كوتاه بالا ( به طلب زنا بيرون آمده ) در دست أو شيشهيى تهى .
هركه بر اين درجه زايد پادشاهى باشد جنگدوست وپيوسته بر أعداء ظفر يابد ومدّت ملك أو هفتاد سال بود وهميشه ناخوش باشد .
درجهء هفدهم از برج جدى
برآيد در اين درجه صورت نابينايى سر برهنه در صحرا ميگردد ودر دست أو حربهيى ( وميگويد كه ميخواهم كسى را بخورم ) / واز جانب راست أو برآيد زنى ( كه