درجهء دوازدهم از برج جدى
برآيد در اين درجه مردمانى برهنه ، بعضي از سرما ميلرزند وبعضي نتوانند كه بجنبند وبعضي ميگريند ( وبر خويشتن نوحه ميكنند ) / واز جانب راست أو برآيد پوستهاى تراشيده كه بازارگانان بر استران ميآرند / واز جانب چپ أو درختى رسته در بن كوهى ( وميوهء آن درخت تلخ وزشت صورت ) .
هركه بر اين درجه زايد دلير ومبارز باشد وهرچه گويد وكند از آن باك ندارد وپدرش را بكشند ومادرش را از شهر بيرون كنند وأو در آن غم وغصّه بميرد .
درجهء سيزدهم از برج جدى
برآيد در اين درجه گرگى خرگوشى را گرفته ( رنجه ميدارد وميگزد وبازى ميكند ) / واز جانب راست أو برآيد گياهى بزرگ وسبز / واز جانب چپ أو خمرهيى ( در أو چيزى شيرين ، واين چيزى باشد كه از شكر شامي ميتراود ) .
هركه بر اين درجه زايد غمّاز ومخبّط وبدفعل وبدكردار وفضول وبدكنش باشد .
درجهء چهاردهم از برج جدى
برآيد در اين درجه پيرى ( صد وپنجاه سأله ، عقل أو درست وميخواهد به گرمابه رود ونتواند ) / واز جانب راست أو برآيد قپان آهنين وتنگهاى پنبه وجماعتى كه وزنهاى پنبه معلوم ميكنند / واز جانب چپ أو شخصي سياه ( كه در أو مردمان را شكّ افتد كه چيست . يكى گويد ملخ بزرگ است ، وديگرى گويد راسو است ، ويكى پندارد موش است ويكى گمان برد كه گربه است . وأو مور سياه بزرگ باشد ) .
هركه بر اين درجه زايد حرامزاده يا لوطىزاده باشد .