تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كودكى زاييده باشد ) وبا أو چهار زن ودو مرد بهم ، وميان دو پاى أو پيمانهء آهنين / واز جانب چپ أو زنى گليم سياه پوشيده ، در يك دست أو ماكيانى ودر دست ديگر كاردى ( كه ميخواهد ماكيان را بكشد ونتواند ) . هركه بر اين درجه زايد پيوسته بيمار بود وبعد از ولادت ، به هفت روز يا هفت هفته يا هفت ماه بميرد واگر از اين بگذرد به هفت سال ( العلم عند اللّه ) .

درجهء هژدهم از برج جدى

برآيد در اين درجه صورت حيواني ميان ستور ومردم ، تن أو سياه وسر وروى أو زشت ، وبا أو كشفى بزرگ ( أو را رقه خوانند ) / واز جانب راست أو برآيد تكهء كوهى با شاخهاى بزرگ وگوشها چون گوش پيل ودندانهاى دراز از دهان أو بيرون آمده / واز جانب چپ أو سگان برآشفته بانگ ميكنند ويكديگر را ميگزند وخون از ايشان ميرود ( وايشان تشنه‌اند ) . هركه بر اين درجه زايد وزير پادشاهى بود وليكن ظالم وسخت‌دل وبيرحم بود ، وبعد از شصت سال ، عقل أو زايل شود ودر آن وسواس بميرد .

درجهء نوزدهم از برج جدى

برآيد در اين درجه مردى كه ديباى سرخ ميبافد وديگرى أو را يارى ميدهد . بر يك سوى ايشان صراحى شراب ( ميخورند وسرود ميگويند وكار ميكنند ) / واز جانب راست أو برآيد ما هي بزرگ ، سر أو چون سر شير وأو را دو بال بزرگ ، روشن چشم ، سياه موى / واز جانب چپ أو دو زن گليم ميبافند از ريسمان پشمى سرخ وسفيد وسياه ( ساعتي ميگريند وساعتي ميخندند وبازى ميكنند وكار ميكنند ) . هركه بر اين درجه زايد پادشاهى رحيمدل ومنصف ونيكوسيرت وبا رأى وتدبير ورفق باشد وليكن بداصل بود وبه پادشاهى نامستحقّ باشد .