تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 116

مساهمون:

صپيشگفتار ١١٦
داستان زاده شدن موسى بن عمران را ، مولوى رومى در دفتر سوم مثنوى ، چنين آورده است :
« جهد فرعونى چو بي توفيق بوُد * هرچه أو ميدوخت ، آن تفتيق بوُد از منجّم بوُد در حُكمش هزار * واز معبّر نيز وساحِر پُرشمار مَقدَم موسى نمودندش به خواب * كه كُنَد فرعون ومُلكش را خراب با معبّر گفت وبا اهلِ نجوم : * « چون بوَد دفع خيال وخوابِ شُوم ؟ » جمله گفتندش كه : « تدبيري كُنيم * راهِ زادن را چو رَهزن ميزنيم » تا رسيد آن شب كه مولِد بوُد آن * رأى اين ديدند آن فرعونيان كه : برون آرند ، آن روز از پگاه * سوى ميدان بزم وتختِ پادشاه « الصّلا اى جملهء اسراييليان * شاه ميخوانَد شما را ز آن مكان تا شما را رو نمايد بىنقاب * بر شما احسان كُنَد بهرِ ثواب اى أسيران سوىِ ميدانگه رَويد * كآز شهنشه ديدن وجود است اميد » چون شنيدند مژده اسراييليان * تشنگان بودند وبس مشتاقِ آن حيله را خوردند وآن سو تاختند * خويشتن را بهرِ جلوه ساختند پس بجوشيدند اسراييليان * از پگه ، تا جانبِ ميدان دوان چون به حيلتشان به ميدان بُرد أو * رُوىِ خود بنمودشان بس تازه‌رو كرد دلدارى وبخششها بداد * هم عطا ، هم وعدها كرد آن قُباد بَعد از آن گفت : « از براىِ جانتان * جمله در ميدان بخُسبيد امشبان » پاسخش دادند كه : « خدمت كُنيم * گر تو خواهى يك مَه اينجا ساكنيم » شد شبانگه باز آمد شادمان * كآمشبان حَمل است ودورند از زنان خازنش - عِمران - هم اندر خدمتش * هم به شهر آمد قرينِ صحبتش گفت : « اى عِمران ، بر اين در خُسپ تو * هين مرو سوىِ زن وصحبت مجو » گفت : « خُسبم هم بر اين درگاهِ تو * هيچ نينديشم بجز دلخواهِ تو »
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 116 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك