كتاب المدخل الكبير آمده ، تقريبا پذيرفته ميشود كه اين دو نام ، يعنى تنكلوش وتوكروس ، يك نفر هستند .
محقّقين غربى ، از اين مطابقت نام تنكلوش وتوكروس ، نتيجة ميگيرند كه گويا اين كتاب كه در نسخههاى عربى وفارسي به تنكلوشا نسبت داده شده ، از كتابي كه توكروس به يوناني نوشته بوده ، به عربى ترجمه شده است ، وحال آنكه چون در تكّههاى منقول از تنكلوش در كتاب المدخل الكبير ، بسيارى از أسامي واصطلاحات فارسي است ومؤلّف آن به صراحت آن أسامي واصطلاحات را به ايرانيان نسبت ميدهد ، وحتّى نلينو
C . A . Nallino
نحوهء برگردان كلمهء « تنكلوش » از خطّ فارسي ميانه « پهلوى » به وجه « توكروس » يوناني را توجيه كرده ، پس آنچه به توكروس نسبت داده ميشود ، بايد از كتاب تنكلوشا به زبان وخطّ فارسي ميانه به يوناني ترجمه شده باشد . توجّه ميكنيم كه گوتشميد
A . von Gutschmidt
يادداشتى را كه بر يك نسخهء فارسي از كتاب تنكلوشا نوشته شده ، چنين نقل كرده است : « در تاريخ تبرى نبشتهاند كه اين كتاب هشتاد سال پيشتر از هجرت نبوي نوشته شده » .
به عبارت ديگر ، آنچه كه در منابع يوناني به توكروس نسبت داده ميشود ، از نسخهء فارسي ميانهء كتاب تنكلوشا به يوناني ترجمه شده است ، همچنانكه مجسطى ، وكتابهاى متعدّد ديگر ، از فارسي ميانه ( پهلوى ) به عربى ، واز عربى به زبانهاى ديگر ترجمه شده است .
در واقع بايد عرض كنم كه محقّقين غربى ، در مورد تنكلوشا ومؤلّف آن نيز ، موضوع را مصادرهء به مطلوب كردهاند ! .
* از جمله نكات جالب توجّه كه در اين كتاب تنكلوشا با آن مواجه ميشويم ، به دست دادن زايجهء طالع موسى بن عمران است . در درجهء دهم برج دلو ، پس از شرح صوري كه در آن درجه برميآيد ، مينويسد :
« هركه بر اين درجه زايد در اوّل عمر بدبخت بود ، بعد از آن نيكبخت شود وبه