كه البته در اين مثال دوم شبه تماثل وجود دارد نه خود آن ؛ زيرا حرف سجع در آن مختلف است ، گرچه متقاربند .
و مانند :
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
« 1 » .
6 - متقارب :
« متقارب » آن است كه : از جهت سجع در تمام اقسام پنجگانه ، توافقشان و تماثلشان فقط به واسطهء حروف متقاربه باشد ، نه تماثل حقيقى ؛ مانند : مثل آخرى از سورهء صافات . و مانند قوله تعالى :
ق * وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ * بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ ، فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ
« 2 » .
مهم اين است ، كه فواصل بر اساس اقتضاى نياز طبيعى معانى به الفاظ ، خيلى آسان و روان بوده و الفاظ تابع و پيرو معانى باشد ، بدون اينكه در آن تكلّف و بىرويّگى باشد ، به طورى كه معانى ، تابع الفاظ گردد و به گرد وجود آن بگردد .
و قسم اوّل كه گوياى رفعت و برترى سطح فرهنگ و زيبايى بيان است ، در قرآن جز اين راه و روش نيامده است ؛ به دليل علوّ رتبهء قرآن در فصاحت ، چنانچه « بدر الدين زركشى » گفته است « 3 » .
7 - توأم :
« توأم » نيز نوع ديگرى است كه « ابن ابى الاصبع » آن را به نام « توأم » ناميده است . و آن عبارت است از اينكه : كلام بر مبناى دو فاصله در قالب بيان ريخته شده باشد ، به طورى كه هريك از آن دو ، صلاحيت و شايستگى مقطع و آخر كلام شدن را داشته باشد ؛ مانند قوله تعالى :
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ
هامش
( 1 ) ضحى : 9 .
( 2 ) ق : 2 .
( 3 ) البرهان فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 72 .