تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
تابع و پيرو قرار دادن معانى نسبت به الفاظ است ، بدون اينكه متكلم به جنبه معانى آن توجهى مبذول دارد . و فواصل قرآن كريم ، تماما بلا استثناء عين بلاغت و حكمت است ، همان‌طورىكه بيان شد ؛ زيرا سبك آن ، نوعى قرار داده شده كه الفاظ ، راه وصول و راه افهام و فهماندن معانى است ؛ معانى كه مورد احتياج متكلم است ، به بهترين وجه و صورتى كه از طريق الفاظ بدان دلالت و اشارت مىنمايد .

سجع در كلام

و امّا سجع در كلام ، از سجع كبوتر گرفته شده است ؛ زيرا كلام مسجع ، جز صداهاى متشاكل و متماثلى كه معانى ، در آن مورد غفلت قرار گرفته باشد نيست ، چنان كه در سجع كبوتر و نغمه‌هاى آن هم ، جز يك‌مشت صداهاى شبيه بهم ، چيز ديگرى نيست ، كه همان « هدير » « 1 » است . و معنى جمله در سجع هم همين‌طور است ، در صورتى كه معانى به تبع الفاظ بدون هدف و قصد عقلايى و بدون تناسب نياز بدان ، آورده شود ، به طورى كه غرض و هدف اصلى ، آن نبوده و يا فايده‌اى بدان مترتّب نشود و در اين صورت معانى ، ملاك قرار نگرفته و كلمات و الفاظ از گنگى و نامفهوم بودن خارج نمىگردد ، بلكه همانند هدير كبوتر و بدون معنى مفهوم و گنگ خواهد بود كه جز ترجيع صوتهاى متشاكل ، چيز ديگرى از آن استفاده نمىشود « 2 » .
هامش
( 1 ) هدير الحمامة : زمانى گفته مىشود : هدر الحمام كه صداى خود را در حنجرهء خود قرقره نموده و تكرار نمايد . ( 2 ) النكت فى اعجاز القرآن ، ص 97 - 98 .