تذكر چند نكتهء ظريف
از جملهء شگفتيهاى اين بخش از تناسب ، اختلاف آخر يك آيه ، در دو مورد و يا يك آيه مكرر در دو جاست :
مثال 1 : آيهء شريفهء :
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
« 1 » .
در جايى ديگر مىبينيم :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 » .
سؤال اين است كه چه حكمتى در تخصيص آيهء دوم ، به وصف منعم بودن خداوند ، و آيهء اوّل به وصف منعم عليه بودن مردمان است ؟
پاسخ اين است كه : سياق آيات در سورهء نحل ، در وصف خداى تعالى و بيان عظمت و دلايل فيض ذات اقدس ربوبى است ، كه بدين ترتيب از خلقت آسمانها و زمين شروع نموده ، و پس از آن خلقت انسان و چهارپايان و جنبندگان ، و انزال باران و رويانيدن زرع و نباتات ، و تسخير شب و روز ، و وديعههاى حق در درون زمين و دل درياها و كوهها و علامات و نشانهها ، و ذكر ستارگان كه وسيلهء راهيابى و هدايتند ، مطرح فرموده تا اينكه به قول خداى سبحان :
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
« 3 » ادامه پيدا مىكند و در دنبال آن مىفرمايد :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
و بدان ، آيه را ختم مىفرمايد .
هامش
( 1 ) يعنى : و از انواع نعمتهايى كه از او درخواست كرديد به شما عطا فرمود ، كه اگر نعمتهاى خدا را بخواهيد بشماريد ، هرگز حساب آن نخواهيد كرد . همانا انسان سخت كفر كيش و ستمگر است . ( ابراهيم : 34 ) .
( 2 ) نحل : 18 .
( 3 ) نحل : 17 .